۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دل نوشته» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ق.ظ
بیگانگان آواز می خوانند و آشنایان خاموش اند...

بیگانگان آواز می خوانند و آشنایان خاموش اند...

 📖 اینجا بیگانگان آواز میخوانند اما آشنایان خاموش می مانند.
کودکی در زیر آب با موج ها میجنگد اما افسوس که قایقی کوچک که هر صبح با او بازی میکرد به کمکش نمی‌آید. نفس هایش آرام آرام کم می شوند اما باز فریاد دلش را هیچ سکوتی نمیشکند، دست و پا میزند شاید که با دیدن دستان کوچکش مترسک هایی که قدرت در دستانشان هست دلشان به رحم بیاید غافل از اینکه آن ها دلی ندارند.
در این شب های تاریک که آسمان از زمین و زمین از آسمان می ترسد صندلی کوچک ، تخت خواب کودکی تنها میشود.
آری در این شب ها که هر آدمی با تصویر چهره‌ی خود بیگانست، کودکان گاه در میان موج دریا و گاه درکنار سطل زباله جان میدهند.
من میروم من از شرم شبی که صبح می شود و این اتفاقات را می بیند و زار زار به خود میگرید فرار میکنم اما باز این تاریکی مهلت نمیدهد تا مانند کبوتری پر بکشم.
چه بگویم تا کودکانی که قربانی این روزگار شده اند آرامشی بگیرند، چه کنم تا سردی نفس هایشان شب های گرم مرا یخبدان نکنند.
در اینجا که هر آدمی با اشنای خود غریب هست چشم دریا با نگاه های آسمان همه چیز را به خود دیده است. اینجا خیلی وقت هست سوریه شده است میان بی عدالتی ها و ذلت، میان بی رحمی هایی که در سیاهی شب با سکوت های کودکی تنها قصه اش به سر میرسد...

📝 به قلم سولماز از نوجوانان خانه ایرانی دروازه‌غار
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سه شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۹ ق.ظ
کثرت و وحدت رنگ ها...

کثرت و وحدت رنگ ها...


رویایش را داشته باش حتی اگر در دنیایی زندگی کنی که مردمانش برای خواسته هایشان و برای پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند چون فرق بین رنگ ها را نمی بینند رنگ در سیاهی و سفیدی نیست. رنگ در سرخی و سبزینگی نیست. رنگ ها و آدم ها مثل هم هستند اما تنها فرقشان در این است که آدم ها میتوانند زندگی کنند اما زنده بودن برایشان مشکل هست در حالی که رنگ ها به آنها جان می بخشند.
قوم ها و مذهب ها بوی رنگ نمیدهند بلکه بوی عطری را میدهند که درکنار یکدیگر میشود آن را احساس کرد هرچقدر فاصله هایشان زیاد باشد دنیا بوی بدتری میدهد اما اگر هرچقدر نزدیک هم باشند بوی غنچه ای را میدهند که تازه به گلی زیبا تبدیل شده است. پس از رنگ ها بیاموز که هیچ وقت با یک رنگ رنگین کمان بوجود نمیاید و از گل ها بیاموز که با خار یک گل، نمیشود تمام گلستان را چید و از آدم ها بیاموز که اگر دستی را بگیرند همه ی دست ها بسویشان دراز میشود....
آری این هست همبستگی. اینست عشق بین مذهب ها و قوم ها. اینست دل هایی که یک رنگ نیستند بلکه با اسلحه‌ای پر از رنگ بسوی آسمان شلیک میکنند.
امروز می نویسم برای لحظاتی که میان مذهب ها و قوم ها له شده بودم و نمیدانستم حقیقت چیست؛ نمیدانستم معنی رنگ سرخ و سفید چیست. نمیدانستم وگرنه بجای تک رنگ بودن با همه ی دنیا یکرنگ میشدم .
پس ما رویایش را داریم و به آن ایمان داریم و با گام های سخت بسویش میرویم....

📝نوشته‌ی بسیار زیبای سولماز از 
نوجوانان خانه‌ی ایرانی دروازه غار

~~~~~~
🏡 @darvazeghar
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پنجشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۲:۳۱ ق.ظ
یه دل نوشته از طرف یکی از مایی که زنده ایم و میبینیم

یه دل نوشته از طرف یکی از مایی که زنده ایم و میبینیم

گاهی میشه تو زندگی با خودت میگی همه چی تحت کنترله و مثل بقیه روزها آروم به کارات میرسی ،بی خبر از اینکه توی دنیایی هستی که خیلی چیزا داره تغییر میکنه که مهم ترینش خودتی! تو داری مدام تغییر میکنی و تغییر میکنی...
یک روز مثل همیشه بچه ها سر کلاسشون بودن ، زنگ خونه علم به صدا دراومد... جلوی در که رسیدم دوتا دختر بچه و دوتا پسر بچه ایستاده بودند؛ همشون رو شناختم به جز پسرکی که یکی از چشماش سیاه بود و معلوم بود کتک خورده ...

ادامه مطلب...
۲۶ آذر ۹۴ ، ۰۲:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰