معلم مرا میخواند که باید بیابی نور را در دل تاریکی .....باید معنای زیبایی را از دل زشتی بخوانی ... همیشه برایم سؤال بود چگونه....مگر میشود ....

امروز وجود معین است که ما را به نور می خواند در پهنای تاریکی دروازه غار .....فریبای ماست که چون گل نیلوفری زاده شده در مرداب ، زیبایی را در عمق زشتی برایمان به تصویر می کشد ......

در این خانه و کنارکودکانش ما به باور ممکن شدن تمام نا ممکن ها رسیدیم.....کودکی که تا دیروز نا آرام بود وبی اعتماد امروز آرام است و پر از شوق امدن به این خانه .....