خیلی آرام، گوشه ای خوابید...
انگار آرامش را تنها در خانه ی ما یافته بود
کاش می فهمیدم ذره ای از روزش را
روزگارش پر رنج است
پر از سختی هاست...

...
چند وقتیست معین پیش ما می آید
شطرنج بازی می کند
درس می خواند
گاهی هم خیلی آرام، یک گوشه ی دنج ساعتی می خوابد...
و خدا را شکر؛ خانه ای ساخته ایم
که در آن حتی گاهی کودکی در آرامش می خوابد.
---
تقدیم به معین