هر ماشینی با یک نوع سوخت حرکت می کند و گویا سوخت ماشین سیاست، خون کودکان و زنان بی گناه است. بی حس و بی تفاوت ساختن مردم جهان نسبت به بمباران شهرهای بی دفاع و نسل کُشی های خونسردانه، هنر هشتم دنیای شوم ماست و هنرمندان این عرصه، سیاست بازان و رسانه های بزرگ هستند. همان ها که وقتی بلندگو به دست می گیرند و نقض حقوق بشر را در گوشه ای هشدار می دهند، دیگر نمی توانی و نمی خواهی باورشان کنی. چرا که نقض حقوق طبیعی بشر در هر جایی محکوم است، اما اگر پیشقراولان این حقوق، در ازای تکه تکه شدن کودکان در یک نقطه از جهان آیین سکوت پیشه کنند، از بودنت بر این سیاره خسته می شوی و در می مانی به پاسخ همان سوال نیمای شاعر که سوگمندانه می پرسد « کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را ؟ »

هیچ کس در این جهان پهناور، پناه آدمیان نیست. هر کس به بازیچه یا از پی منفعتی حقیر ، گوشه ای از واقعیت را چنگ می زند و فریاد می کند و قسمت های دیگر واقعیت را به سادگی و با وقاحت می پوشاند. کسانی هستند که مظلومیت زندانیان سیاسی را در برخی کشورها نادیده می گیرند و کسانی دیگر نیز خوب آموخته اند که چگونه بر کشتار کودکان در جغرافیایی خاص، چشم فروبندند. مرز دخالت و غیرت ما را نسبت به فجایع، دیگر نه انسانیت، بلکه خصومت ها و منافع تعیین می کند. اگر اشتراکی با متجاوز دارم، لب فرو می بندم و اگر ظالم، از قضای روزگار ، دشمنم باشد، نسبت به تعدی اش، موضع می گیرم. در این میانه قلبی نیست. عشقی نیست. محبتی نیست. جهان بازار مکاره ای است که نقاب ها در آن با هم ملاقات می کنند و خرید و فروش و موجودیِ انبار و فهرست اقلام مورد نیاز، روابط آدمیان را با یکدیگر تنظیم می کند. اشک ها و لبخندها پشت نقاب ها دفن شده است.
امروز حال خاورمیانه خوب نیست و این احوال همیشه ی این گوشه دنیاست. کودکان غزه نیز مثل کودکان سوری، زیر بمب و خمپاره و گلوله ، صبح را به شب می رسانند، و بسیاری شان به شب نرسیده در خون خود می تپند؛ یا شب هنگام با هجوم آتش، کبوترانه از این خاک پردرد پر می کشند. پدران و مادرانی را می بینی که جسد کوچک جگرگوشه هایشان را در آغوش می فشارند و تکه های خونین لباس و گیسویشان را می بویند و مویه می کنند. خانه های خراب، خیابان های فروریخته و مردمان خورد شده که تیغ اندوه و خشم به استخوانشان رسیده و نمی دانند در معرکه این دنیا ، بارگاه کدام خدایی چنین تقدیری برایشان رقم زده.
جمعیت امام علی چون همیشه نسبت به دین یا هر مکتب اعتقادی دیگری که آدمیت را از خونریزی بازندارد و به هنگام درد، فریادرس نباشد، اعلام برائت و بیزاری می کند. جهان اگر کودکانش را در غزه و سوریه و آفریقا و هر گوشه دیگری فراموش کند و آنان را در جهنم جنگ پشتیبان نباشد، اعتقاداتش را به سُخره گرفته است.
در همین راستاست که ما به عنوان یک جمعیت دانشجویی و مردمی که اعتقاد به گوهر انسانیت داریم، نفرت خود را از جنگ خونین اخیر در غزه که قربانیان بی شماری از میان کودکان و زنان بی گناه داشته است، اعلام می کنیم. شاید اعلام این بیزاری، جنگ و پلیدی های آن را متوقف نکند، اما دست کم امیدواریم از فروریختن بنای شرافت انسانی و وجدانمان جلوگیری کند.
به امید روزی که ماشین سیاست یا برای همیشه متوقف شود یا سوختِ دیگری به جز خون فرزندان انسان طلب کند.


جمعیت مستقل امداد دانشجویی امام علی