بخشی از صحبتهای شارمین میمندی‌نژاد، موسس جمعیت امام علی (ع)، در این نشست:
****طردشدگی محصول فرهنگ اجتماعی است****

امروز ما بحران جدی در زمینه فرهنگ اجتماعی داریم که این بحران موجب می‌شود که نه‌تنها در سیاست‌های کلان که در اجزای جامعه نیز مشکلاتی پدید آید و مشکل فقر و طرد شدن به نحو تاریخی پدید آید. مفهوم طرد شدن در نگرش تئولوژیک برای شیطان به کار می‌رود. البته من با اصطلاح طردشده چندان موافق نیستم و به جای آن حاشیه‌نشین یا غربتی را ترجیح می‌دهم. به‌طورکلی طردشده اصطلاحی گسترده است و ریشه در باورهای ما دارد. ما فقیر را انسان بی‌هنر و کم استعدادی می‌دانیم که نتوانسته در ساختار اجتماعی خودش را بالا بکشد.

در طول تاریخ به مرور زمان شاهدیم که نگاه به طردشدگان منفی است. هرچقدر سرمایه ارزش پیدا می‌کند، کسی که می‌تواند انرژی‌ها را به سمت خودش می‌کشاند، ارزش بیشتری می‌یابد و به موازات آن کسانی که نمی‌توانند فعالیتی ایجاد کنند به حاشیه رانده می‌شوند و تحت عناوینی چون انگل اجتماع خوانده می‌شوند. به مرور زمان این طردشدگان با فساد هم آمیخته می‌شوند. متاسفانه در ایران نیز این جنبه بسیار قدرتمند است.

برخی معتقدند که سمن‌ها (NGO) توان تغییر جامعه را ندارند و این تصور را دارند که ابتدا باید دولت‌ها تغییر کنند، اما به نظر من این تصور درستی نیست و تغییرات باید از کف جامعه آغاز شود. مساله فقر را با سیاستگذاری صرف نمی‌توان حل کرد. دردهای طبقه طردشده را با چند طرح و برنامه سیاسی نمی‌توان درمان کرد. ما انسان را صرفا براساس مال‌اندوزی تعریف کرده‌ایم. انسانی که در این حدود تعریف شده به مرور زمان امکانات و قدرت را به سمت خودش کشانده است و در نتیجه می‌تواند مفهوم طردشدگی را نیز مصادره کند. یعنی بگوید طبقه آسیب‌دیده بی‌لیاقت است. این باوری نیست که با توسعه سیاسی صرف یا توسعه اقتصادی حل شود. سیاستمدار ما نیز از همین جامعه برآمده است.

به طور کلی سه برخورد با طبقه مطرود می‌شود: نخست اینکه به شکل پوپولیستی طبقه محروم را وارد فعالیت سیاسی کنیم و با بعضی شعارها فریب‌شان دهیم؛ روش دوم این است که طبقه فقیر «توانمندسازی» شود. یعنی طبقه فرودست را مثل طبقه فرادست با همان باورها کند. اما روش سوم رفتاری است که فرانچسکو دارد، یعنی به میان فقرا می‌رود و فقیر می‌ماند. شاید انقلابی از نوع کاری که امام علی(ع) صورت داد لازم باشد. آن حضرت شبانه به میان فقرا می‌رفت و به ایشان کمک می‌کرد. در سیاهی طردشدگی جهان آینده شکل می‌گیرد.

کودکان نقطه سفید فضای تیره طردشدگی هستند. از هر ده نفر محروم، شش الی هفت نفر کودک هستند.

ما باید بیاموزیم آنچه امروز در مورد طردشدگی می‌بینیم، تنها نتیجه اقدامات دولت‌ها نیست بلکه مسوول آن فرهنگ، انسانیت و شخصیت درونی ما است. ما نتوانسته‌ایم به جامعه این فهم را بیاموزیم. لازمه تغییر حرکتی مسیحایی است، یعنی جامعه را به سمت رنجی که خود جامعه مقصر آن بوده سوق می‌دهد. بنابراین کار ما این است که به سمت فقر گام برداریم و از نزدیک آن را حس کنیم.