بسمه تعالی

گرد همایی اعضای فعال خانه علم دروازه غار


هدف : آشنایی اعضا و تیم ها پیرامون چگونگی ارتباط صحیح با کودکان ، بیان نظرات و پیشنهادات 

زمان جلسه : 16:30 - 13/11/90

 

جلسه با صحبت های "فرزاد"  در باره هدف از برگزاری این جلسات شروع شد. در همان آغاز چارت های خانه علم را به اعضا نشان دادند تا همه با گروه های مختلف خانه علم آشنا شوند .

مقرر شد که از این پس جلساتی تحت عنوان " نقد و نظر و پیشنهاد اعضای فعال در خصوص فعالیت های خانه علم"  را داشته باشیم  تا هر چه بهتر بتوانیم در راستای رسیدن به اهدافمان حرکت کنیم.

در ابتدا اعضا جهت آشنایی بیشتر با یکدیگر خود و رشته ی تحصیلی شان را معرفی کردند و مشخص کردند که هر یک در چه تیمی از خانه علم فعالیت می کنند.

---

سپس اعضا سوالات خود را پرسیدند :

اولین سوال در مورد کمک های مالی بود ، سوال این بود که اشخاص به چه طریق می توانند به خانه علم کمک های مالی کنند که قرار شد جلسه ای مختص مسائل مالی گذاشته شود و در این زمینه صحبت های بیشتری صورت گیرد و تیم مالی بسیار منسجم تر فعالیت کند.


سوال دوم  در مورد زمان آغاز به کار تیم روانشناسی بود ، مسئولیت این بخش با "محیا" است و با توجه به این که اعلام کرد که با دکتر مربوطه صحبت های لازم را انجام داده به زودی این تیم شروع به کار می کند.


سوال سوم در مورد هدف از تشکیل خانه علم بود و این که با توجه به تمام شرایط ، مشکلات زیادی برای کار کردن در این زمینه جود دارد و این که آیا خانه علم به اهداف خود خواهد رسید ؟ 

که فرزاد در جواب این سوال گفت :

در سال 88 در طرح "کوچه گردان عاشق" یکی از دختر هایی که چند سال تحت پوشش حمایت جمعیت بود، رفت روی سن و داستان زندگیش را گفت ، که در محله خاک سفید در یک خانواده معتاد به دنیا اومده  و اینکه امکان تحصیل نداشته و همیشه در این آرزو بوده که روزی درس بخواند و وارد دانشگاه شود. "مینا" گفته بود که: «من همه این سال ها دلم می خواست که به بچه های دیگر محله هم کمک بشود.» او خواست که همه کفش های آهنین بپوشن و به اون بچه ها کمک کنن. طرحی شروع شد به نام طرح "کودکان بی کتاب" که اسم طرح هم توسط خود مینا انتخاب شد. طرح از خاک سفید شروع شد محله ای که تعدادی بچه به دلیل بسیاری از مشکلات و مسائل از رفتن به مدرسه محروم بودند ، فضایی باید فراهم می شد که موانع درس خواندن آن ها از بین برده شود. مشکلات آنها نداشتن شناسنامه ، داشتن خانواده معتاد ، کار کردن اجباری و ... بود. شناسایی های اولیه انجام شد و امروز در حدود 60 کودک به صورت منظم در خاک سفید درس می خوانند که 25 کودک در مدرسه ثبت نام شده اند و 31 نفر دیگر شناسنامه گرفته اند.

از همان تابستان سال 88 فعالیتهای دروازه غار نیز شروع شد .

معضل بزرگ این محله اعتیاد است ، طرح های شام عیاران و فاطیما، یلدا در کوچه های فقر، هفت سین برکت، محله سازی، پیام مهر و ... طرح هایی بودند که در راستای فعالیت های جمعیت محله دروازه غار اجرا شدند. هدف اول دروازه غار کمک به معتادین بود اما با گذشت زمان بچه ها مورد توجه بیشتری قرار گرفتند و برنامه هایی برای شناسایی آنها مثل برگزاری جشن ها و مراسم های مختلف انجام شد. در سال 89 نیز گزارشی جامع از فعالیتها و شناسایی ها ارائه شد که بر روی وبلاگ خانه علم دروازه غار قابل دانلود است. فعالیت ها از تمرکز بر امدادرسانی به معتادین به یاری کودکان محله کشیده شد و ما برای آنها جشن ها و مراسمی چون هفت سین برکت، یلدا و .. برگزار کردیم. در همین سال با توجه به وجود کودکان بدون شناسنامه و محروم از تحصیل به فکر اجرای طرح کودکان بی کتاب در دروازه غار افتادیم زیرا تعداد زیادی از بچه هایی را یافتیم که به مدرسه نمی رفتند تنها به این دلیل که شناسنامه ندارند.

هدف اصلی چنین بود که بچه ها تحصیلات ابتدایی را بگذرانند و با سواد شوند. حتی اگر بچه ای فقط یک روز به خانه علم بیاید ما به هدفمان نزدیک می شویم. خانه علم مسجدی برای کودکان و حتی خودمان است. بوده اند بچه هایی که به اینجا آمده اند و با خانه علم احساس نزدیکی کرده اند و به طریقی اینجا را قبول داشته و دارند.

مثلاً در اولین جشن ها بچه ها خیلی خشن بودند اما رفته رفته بهتر شدند. چیزی که از نظر معلم های امروز بی نظمی است از نظر کسانی که 3 سال است اینجا فعالیت می کنند نظم قابل قبولی است. زیرا بچه ها نسبت به گذشته خیلی بهتر شده اند. بچه هایی که دیروز با سرنگ و مواد بازی می کردند امروز با مداد بازی می کنند. باید گزارش نوشت و کار هایی که به زحمت دوستان انجام می شود را ثبت کرد ، مطمئناً سال دیگر نظم بهتری خواهیم داشت. 


در این بین آقای میکائیل زاده مربی مجسمه سازی بچه ها اضافه کردند که تا زمانی که نگاهی انسانی به چیزی نداشته باشیم نمی توانیم آن را درست کنیم. در اینجا باید نگاه ها انسانی باشد نه احساسی. چون احساس زود گذر و لحظه ای است گاهی هست و گاهی نیست. او گفت: «من آمده ام که از این بچه ها کمک بگیرم نه اینکه به این بچه ها کمک کنم.»


بعد از این صحبت ها "ندا" پیشنها جا به جایی کلاس ها مخصوصاً مهد کودک را به دلیل بی نظمی به خصوص در پنجشنبه ها مطرح کرد.

بعد از آن «محیا واحدی» اشاره به این موضوع کردند که کلاس های "رهیافت به درون" کمک بسیار شایانی به خود اعضای جمعیت دارد. "فرزاد حسینی" نیز خاطر نشان کرد فکر و اندیشه و نیتی که این کار ها را به واسطه آن انجام می دهیم بسیار مهم است زیرا که افکارمان را به واسطه رفتارمان منتقل می کنیم و در آینده ، روزی این خانواده ها به واسطه فکر و اندیشه ما تغییر خواهند کرد. سپس اشاره به موضوع کیسه ای که در شبهای قدر به خانه محرومین برده می شود داشتند و یا برنامه  شام عیاران که هر سال در ظهر عاشورا  با گردهمایی بر علیه اعتیاد برگزار می شود. نمازی که در شب عاشورا خوانده می شود و بعد از آن گفته می شود که هر کس که می خواهد اعتیادش را ترک کند به جمع ما بپیوندد و همه پشتیبانش خواهیم بود. به واسطه ی این نماز و طرح شام عیاران خانواده های بسیاری احیا شدند. ترک اعتیاد خانواده یکی از بهترین اتفاقاتی است که می تواند پیش بیاید و ما خانواده های بسیاری را به واسطه این فکر احیا کردیم. به واسطه ی خدایی که در درون ماست. خدای درون من کسی است که اجازه نمی دهد به دختری تجاوز شود و ساکت باشد. به قول استاد شارمین میمندی نژاد باید مسئولیت خدایی خدای خودمان را به عهده بگیریم و نسبت به انسانهای دیگر بی تفاوت نباشیم.


خانم "واحدی" اضافه کردند زمانی که به اینجا می آییم خدا را از نگاه "یوسف"، کودک کار، می بینیم و مفهوم عشق نیز اینجا تغییر می کند و عشق درونی ما ظاهر می شود. و سپس به داستان یوسف محله دروازه غار اشاره کرد که همه اعضا پیگیر آن بودند و نا خودآگاه حالا زندگی یوسف تغییر کرده سر کار می رود و بسیاری از مشکلاتش را پشت سر گذاشته است.

یکی از اعضا دیگر با اشاره به یکی دیگر از بچه ها به نام سولماز گفت که استعداد این بچه در نقاشی فوق العاده بالاست و اینکه چطور طرح هایی را با مداد با کمترین خط می کشد. آقای "فرزاد حسینی" همچنین اشاره کرند که از این به بعد یک سری کلاسهای آموزشی برای اعضا فعال در خانه علم گذاشته می شود. "خانم علیزاده" اعلام کردند که یک پزشک مایل به همکاری است که می خواهد برای بچه ها کلاسهایی تحت عنوان "مهارت های زندگی" بگذارد.


و در پایان "خانم تیمور پور" درخواست کردند که سر تیم ها گزارش های نیروی انسانی خود را تحویل دهند تا آمار دقیق همه اعضا مشخص شود و در آخر هم "خانم واحدی" گفتند هدف از این جلسه ها این است که اعضا بیشتر با هم آشنا شوند و همدلی بیشتری داشته باشند و آقای حسینی هم گفتند این فضایی که درست کردیم پیروزی کوچک ماست و برای روزی کار می کنیم که اندیشه ما محقق شود و محله های این چنینی دیگر وجود نداشته باشد و به عنوان یک NGO صدای این کودکان و این محله ها را به گوش مسئولین برسانیم و این وظیفه ماست و برایش تلاش می کنیم با ایمان خیلی محکم. و در آخر نیز هر یک از اعضا دعاهای خود را با صدای بلند خواندند.

رویا منوچهری


خانه علم محله دروازه غار

جمعیت مستقل امداد دانشجویی – مردمی امام علی (ع)