زمانی که دو نفر در یک عشق گذرا غرق می شوند و تمام دنیا را به هم می بافند تا به وصال معشوقشان برسند معمولا کمتر به آینده فکر میکنند و تنها در آن لحظه پر میشوند از شوق وصال. حال تصور کن که این دو معشوق یکی زنی باشد که در دام فساد گرفتار است و دیگری جوانی که نام احساسش را عشق گذاشته و به هر قیمتی که هست به وصال معشوق که 16 سال از او بزرگتر است میرسد و می خواهد پناهش باشد ، زنی که پیش از او ، همسر تمام دوستانش بوده . مخالفتهای خانواده و نزاعهای معمول را هم که کنار بگذاریم، میرسیم به کودکی که ثمر این ازدواج است و به دعوت این زوج جوان پا به دنیا می گذارد. چند سالی که می گذرد، تب و تاب عشق از سر مرد می افتد و دل به اعتیاد می بندد و زن و پسرش را رها می کند، و بی خبر می رود. زن هنوز هم اسیر فساد است. و در این میان پسرکی در حال قد کشیدن است. پسرکی که تا سن دوزاده سالگی نه مهر پدر دیده و نه توجه مادر.
حال در این داستان اگر بخواهیم به دنبال مقصر باشیم شاید بشود انگشت اتهام به سمت بسیاری از شخصیتهای داستان بگیریم، اما در این میان وقتی که میخواهیم قربانی را پیدا کنیم تنها به یک نام می رسیم، پسری که مادر و پدری دارد اما مادر و پدری ندارد.
خانواده پدری برای محافظت پسر داستان ما حضانت او را تقبل می کنند، پدر رفته و مادر همچنان به کار خود مشغول است. مادر بزرگ با دستفروشی در مترو توانسته زندگی خود و نوه 12 ساله اش را بچرخاند و خانه را سرپا نگه دارد. اما می ماند روح پسرک که همیشه تشنه توجه و نیازمند مهربانی است .
روزهای اول که به خانه ایرانی آمده بود، خشونت و جلب توجه به هر قیمتی، شده بود جزء خصوصیات شخصیتی اش، می خواست توجه و محبت همه را به هر قیمتی بخرد. میخواست کسی پیدا شود تا نقش مادرش را بازی کند. کسی نقش پدرش را، دوست داشت کسی باشد که به او امر و نهی کند، دوست داشت دیده شود. دوست داشت مورد توجه قرار گیرد. اما روشهای معلمان خانه ایرانی برای رفتاری همراه با تعادل با این پسرک که به شدت مستعد داشتن شخصیتی ضد اجتماعی بود نتیجه داد. حالا مدرسه و خانه ایرانی برای او امن ترین جای دنیاست. مدرسه که تعطیل میشود خودش را به خانه ایرانی میرساند. درسش را میخواند. دقت بالایی دارد و بعد از چندین ماه توانسته رابطه مناسبی با دیگر دانش آموزان خانه ایرانی داشته باشد. حالا می داند بدون ریختن کتابها در راه پله هم مورد توجه است، درسش مورد پی گیری معلمهایش قرار میگیرد و کسی هست که نگران غذا خوردن و سلامتی اش باشد و حالا خانه ایرانی را خانه خود می داند و اما با تمام اینها هنوز هم مشکلات روحی فراوانی دارد که ریشه در گذشته ای دارند که مادر و پدرش برایش رقم زده اند و رفته اند. تصویری که از مادرش دارد و پدری را که جز در توهم و خماری ندیده؛ هنوز گوشه ذهنش پر رنگ و همیشگی هستند.
--
خانه ایرانی مولوی به عنوان اولین خانه ایرانی جمعیت امام علی (ع) در سال 1384، فعالیت خود را در محله مولوی در جنوب شهر تهران آغاز کرد. این خانه ایرانی مرکز خدمات رسانی امدادی به کودکان و بانوان تحت پوشش خود می باشد . در حال حاضر این خانه ایرانی، تمرکز بر فعالیتهای آموزشی، به خصوص در زمینه دروس کودکان و آموزشهای فوق برنامه از جمله کلاس های زبان ، کامپیوتر ، موسیقی ، ورزش ، قصه خوانی ، سفالگری و ... دارد .
برای همکاری و فعالیت در خانه ایرانی مولوی ، با ما تماس بگیرید : 55154165 - 55603436

============
جمعیت مستقل امداد دانشجویی - مردمی امام علی (ع)
با ما تماس بگیرید: 23051110 - 021
WWW.SOSAPOVERTY.ORG
.
.
.