هر روزی که پا به خانه علم می گذارم
حس یه شاگردی رو دارم که اینبار
معلماش از خودش کوچکترن
و درسی که بهش میدن بی انتهاست.

امروز با دیدن دختر زیبایم که داشت کتاباشو خودش جلد میکرد
در حالی که اونطرف تر پدرش و چند مرد دیگه داشتن مواد مصرف میکردن
دوباره من شدم شاگرد و اون شد معلم عشق و استقامت من.

من تو برق نگاه خندون دخترک
رنگ عشق رو دیدم وفهمیدم
عشقی مسیحایی که هر روز، بی دریغ
هستی رو بر تن یخ زده من می دمه
به من توان ایستادن میده
و میشه دلیل من برای بودن
.
.
.
نوشته ای از یکی از اعضای داوطلب
خانه علم دروازه غار
خانه ای برای حمایت از کودکان کار و محروم از تحصیل
...
شما هم سهمی در خرید این خانه داشته باشید
https://www.facebook.com/events/1446882852219807