اینبار یه سورپرایز براتون داریم!
نقاشی معلم های داوطلب خونه علم دروازه غار تهران!
خودشون میگن: «اینجا دروازه غاره. یه وقتی خیلی سیاه بود و تیره... بعد یه عده دانشجوی عاشق و داوطلب اومدن و گفتن از دیدن این سیاهی توی شهرشون خسته شدن... بعد یه
 چشمه روشنی از زمین دروازه غار جوشید... و شمعی روشن شد... نور عشق این آدما به تاریکی دروازه غار تابید... و حالا اینجا آروم آروم داره به رویای اونا که دروازه نور شدن این محله بود تبدیل میشه... و بچه های دروازه غار مثل دسته گل هایی یکی یکی در سبزه زار عشق خونه علم جوونه میزنن... اگرچه خودشون میگن «هنوز تا رویای ما راه طولانی در پیش هست...»