امروز روز زمین پاک بود
اما کاش که روز فکر های پاک هم داشتیم.
کاش روز ذهن های پاک، روز احساسات پاک
یا روز قلبهای پاک هم توی تقویم می بود.
توی تقویم جهان، فقط یک روز... نه!
حتی یک ساعت هم کافی بود.

ساعتی که تلاش می کردیم
بد فکر نکنیم، بد صحبت نکنیم و بد رفتار نکنیم.
شاید طعم شیرین همون یک ساعت اینقدر برای ما لذت بخش می بود
که دیگه دلمون نمی اومد غیر از این فکر کنیم.

اگه یه پروانه اونور دنیا بال بزنه، ممکنه اینور یه طوفان بیاد
پس چه طور نباید انتظار داشته باشیم
که با همون یک ساعت پاک فکر کردن، جهان روزها پاک زندگی نکنه؟
فقط یک ساعت!

از اون طرف، با پاک فکر نکردن من
پشته های پلیدی رو هم انباشته می شن
و در هر فرصتی خودشون رو نشون می دن.
یه جا این پلیدی خودشو به شکل بی تفاوتی نشون می ده
که کوه پلاستیک های یه بار مصرف وسط اقیانوس های پهناور می سازه
یه جا به شکل نفرت می شه و جنگی رو می سازه
یه جا می شه خودخواهی و دردکشیدن یه بچه رو به وجود می آره. 
همه اینها به خاطر اینه که من و تو نخواستیم توی زندگیمون پاک فکر کنیم

بیا... بیا... با هم عهد ببندیم
به خاطر خودمون... به خاطر بچه ها... به خاطر زمین
پاک فکر کنیم