به واقع اگر با کودکی به رنج افتاده و مستضعف با آرزوهایش که حقوق نداشته اش است مواجه شوی ( کودکی که معصومانه آرزوی خوردن غذایی گرم بر سرسفره مهر خانواده را دارد)، معصومیتی بی پناه می یابی که هر لحظه تو را مظلومانه می خواند که: «مرا دریاب که اگر درنیابی شاید به یکی لحظه غفلت، پژمرده و خشک شوم. بمیرم. آرزویم، که حق به لبه پرتگاه آمده ام است، از بین برود.» در نظر بگیر عاشق این همه معصومیت شده ای و در غفلتی مرگش را نیز در می یابی . مگر سیر کردن این کودکان کار سختی بود؟ پس به خود می گویی نشاید که من غافل باشم از حق کودکی و نشاید که من جزو غافلان باشم و نشاید که من غافلان را تذکر ندهم تا بیایند و به یاری کودکی های انسان بشتابند...
---
شارمین میمندی نژاد؛ موسس جمعیت امام علی