ابراهیم رفت!در آتشی انباشته از نفرت که گلستان نشد از تکثر تاریکی در قلب ها!
4سال پیش.در جریان یک کینه خانوادگی.در روستایی محروم و دور افتاده از توابع کاشمر خراسان رضوی
رنج دیدن زندگی سیاه خواهرش که ازدواج با برادر عبدالله(مقتول)او را خاکستر نشین اعتیاد و افیون کرده بود...
خواهر ابراهیم از شوهر معتادش طلاق گرفت و کودکش را به همسر سپرد و از روستا رفت!کینه ها بالا گرفت...
و چندی بعد فیلم خصوصی بین او و شوهرش در روستا دست به دست گشت!
کینه ها به اوج رسید!دو خانواده با هم درگیر شدند!زخم زدند!تهمت زدند!
و شیطان سخت مشغول بود...
و ابراهیم 16ساله یک روز در باغی اطراف روستا با عبدالله19ساله قرار گذاشت!
عبدالله سررسید و در جریان یک نزاع لفظی ابراهیم با شاخه خشک چوبی بر سر عبدالله کوفت!
و عبدالله درگذشت!
و ابراهیم گریخت!
و چند روز بعد خود را معرفی کرد!
در عین ناباوری اهالی!ابراهیم سربه زیر و آرام..ابراهیم محجوب و بی آزار ...ابراهیم به شهادت معلمان مدرسه درسخوان و باهوش کلاس،دستش به خون کسی آلوده است!
و ما او را در17سالگی در کانون اصلاح و تربیت دیدیم!
با چشمهایی معصوم و ترسان!که در چشمهای تو خیره نمیشد از حجب!
او را دیدیم که قاتل نبود!خشونت کارش نبود...در قاموسش نبود...
در دادگاه میخندید و میگفت که از کارش پشیمان نیست!
از کشتن کسی که مادرش را کتک زده و ناسزا گفته پشیمان نیست!
و حکم زندگی او را دادند!
قصاص!اعدام...
ابراهیم قبل از آنکه قانونا به 18سالگی برسد به زندان بزرگسالان منتقل شد!
و به خانواده اش میگفت که در انتظار مرگ است هر روز!
کاش او را بکشند تا از اینجا خلاص شود!
از این دست و پا زدن هر روزه بین مرگ و زندگی!از این شنیدن صدای ضجه هر روزه اعدامیان پای چوبه دار!
و از آن سوی شیطان همچنان سخت مشغول بود...
بارها به دیدن خانواده مقتول رفتیم!با هرکسی که میتوانست کمکی کند،با معتمدین محل،با عشق،با امید...
گریستند!از نوجوان در خاک رفته شان گفتند!
از ظلمی که به آنها رفته!از رنج هر روزشان!پا به پاشان گریستیم و سعی کردیم بدانیم و فهم کنیم رنج قلب های زحمت کش این دو مادر و پدر زخم خورده روستایی را!
اما دایه های مهربان تر از مادری بودند که نمیگذاشتند پیام مهر ما به گوششان برسد...
و آنقدر تشنه اعدام بودند!و خون که حتی به اولیای دم پیشنهاد دادند استشهادی پر کرده برای زندان مشهد بفرستند تا چوبه دار ابراهیم در میدانگاه روستا برپا شود تا عبرت سایرین باشد!
و شیطان همچنان به کار بود...با نیشخند های سیاه چرک به بشریت هر چه نام انسان دارد!به فاجعه جامعه ای تشنه خون همخون و ایستاده به تماشای اهتزاز انسان نه بر بلندای عشق،که بر نکبت دار نفرت و کینه و جهل!
و ابلیس شادان از این جهل!این جهل....
و ایستاد در برابرمان که ایستاده بودیم در برابر این جهل!ایستاد تا عیش کهنه اش را خراب نکنیم!
و ظهر دیروز خبر گرفتیم که فردا اجرای حکم خواهد بود!
خانواده ابراهیم را فراخواندند تا برای آخرین بار او را ببیند و با او خداحافظی کنند!
محمد،نماینده جمعیت امام علی که طی این دو سال با خانواده مقتول در ارتباط بود سریعا خود را از تهران به مشهد رساند!
همگی در سحرگاه روز یک شنبه 31فروردین ماه مقابل درب زندان مرکزی وکیل آباد اجتماع کردیم و در سکوت برای آرامش و مغفرت عبدالله قرآن و نماز خواندیم!
و همزمان در سرتاسر ایران برای ابراهیم تا سحرگاه نماز خواندیم و دعا کردیم!اشک ریختیم و دعا کردیم برای برچیده شدن بساط تاریکی و نفرت ابلیس!
برای جاری شدن عشق و مهربانی و گذشت در دنیا!
به پاکی و معصومیت کودکان محروممان قسم خوردیم!و از زیبایی آنها وام گرفتیم تا دنیا زیبا شود...و خورشید صبح یکشنبه نوید عشق باشد و بخشش!
دو خانواده وارد زندان شدند...ابراهیم در بهت و سکوت!وارد شد!
دستش را گرفتیم و او را مقابل مادر عبدالله قرار دادیم و خواستیم که اظهار پشیمانی کند!
اما ابراهیم فقط سکوت بود و سکوت...خیره در چشمهای مادر مقتول زل رده بود و لب از لب نگشود!
در آرامش و بهتی عمیق غرقه بود!
مادر گریه میکرد و جیغ میکشید...
و لحظه ای بعد..
پیش از طلوع آفتاب...
ابراهیم در اهتزاز بود...بر دار نفرت...
محمد(نماینده جمعیت امام علی از اعضای طرح طفلان مسلم (حمایت از کودکان زندانی))به سویش دوید و دو پایش را در آغوش گرفت!و فریاد زد و از اولیای دم برای ابراهیم طلب بخشش کرد:هنوز وقت هست!هنوز نمرده!تا دیر نشده ببخشید!
....و نبخشیدند...
و شیطان در آن گوشه میخندید!
و آتش بر ابراهیم گلستان نشد امروز...
و امروز روز مادر بود!
میم مثل مادر!میم مثل مرگ...
================
طفلان مسلم نام یکی از طرح های جمعیت امام علی است در حمایت از کودکان زندانی. در این طرح جمعیت امام علی تا امروز 15 کودک محکوم به اعدام زیر 18 سال را از چوبه دار نجات داده است.
پیام آیین طفلان مسلم جمعیت امام علی:
«برای طفلان مسلم دیروز می گرییم؛ آیا برای طفلان مسلم امروز کوشیده ایم؟»

جمعیت دانشجویی امام علی- علیه السلام