امروز یه خانوم مهربون به خونه علم دروازه غار اومده بود. میگفت: من همون کسی هستم که همیشه توی فیس بوک از راه دور با شما در تماس بودم. میگفت: آرزوم بود که یه روز بیام ایران و این بچه ها رو از نزدیک ببینم.
ایشون یکی از هزاران ایرانی مهربونی هستند که اگرچه در گوشه دیگه ای از این کره خاکی زندگی می کنن، ولی مردم شون رو فراموش نکردن و قلب شون همیشه برای کودکان سرزمین مادری می تپه...
راستی این خانوم مهربون کلی سوغاتی هم برای بچه های خانه علم آورده بودند: لب تاپ، تلفن، یه عالمه لوازم التحریر و دستکش گرم و کلاه و شکلات و خیلی چیزای دیگه که بخشی از اونا رو توی این عکس می بینید.
همیشه شاد باشی ای بانوی ایرانی که دل بچه های ما رو شاد کردی.