دیروز که تو خونه علم بودم مربی تیم فوتبال بهم زنگ زد و در مورد تیم کلی صحبت کرد ...میگفت روز اول بچه ها سر توپ و گرفتن نوبت بازی با هم دعوا داشتن و به سختی میشد بینشون انضباط و احترام گذاشتن به همدیگر رو ایجاد کرد ولی الان باور کردنی نیست همون بچه ها اون قدر تغییر کردن که خودشون مدافع نظم و ادبن کلی باهم رفیق شدن وبه تعدادی از بچه هایی که تازه عضو تیم شدن تاکید می کنن که اینجا فرق میکنه ،نباید به هم بی احترامی کنیم......باید توی تیم نظم رو رعایت کنیم....شعفی که تو صداش بود نوید یه اتفاق زیبای دیگرو میداد ... تولد مهر در بین بچه های تیم و صمیمیت و همدلی بینشون دعوت دوباره ماست به رفتن و تردید نکردن و ایمان داشتن ....این اتفاقا درست مثل چراغین که با نورشون حقیقت مسیر رو برات یاد اور میشن و تلنگری اند بر تمام تردید ها و شک های ما.....