معصوم من
از کدام یکی برایت بگویم؟
که یکی نبود و
آنکه بود..
برای ما نبود.
کبوترم
مترسک کذاب شهر ما
با لشکری از کلاغ آمده است!!!!!

امسال هم از محصول
من و تو سهمی نداریم...
معصوم کوچکم
خورشید خانم نامرد قصه هم!!!

بر زمین سرد غارمان
عمود تابیده است.
قصه ی تو ماهکم
به آخر نخواهد رسید
ولی
کلاغ مرداب زده ی قصه ها
به تارج مزرعه
عمری رسیده است.....!!
.............................
ندا؛ معلم خانه علم