دخترای ما امسال بعد از حضور یکسالشون تو خونه علم ثبت نام مدرسه شدند .....

درست یکسال پیش بود که آمد به خانه علم،در نگاهش پر بود ازنا امیدی و بی اعتمادی ،از دوست داشتن فراری بود و دوست داشته شدن رو باور نداشت.....امروز در کنار ما ایستاده با نگاهی مطمئن....اطمینان اوست که چون فانوسی راهمان را روشن میکند ....

سمیه دخترم وقتی میدیم امروز که به یکی از بچه ها، داشتی در درسهاش کمک میکردی وجودم پر از اطمینان شد به اینکه فردا رو به تو خواهیم سپرد و فردا را تو خواهی ساخت.