بمب دیگری بر این زمین درد افتاده است تا آبروی بر زمین ریخته انسان را بار دیگر به یادمان آورد. بر چهارگوشه این کره خاکی، آن قدر پستی دامنگیر شده است که دیگر حتی ت...ماشای لرزیدن صدها کودک معصوم در معرض گاز اعصاب، بر سطح شیشه تلویزیون، حتی نمی تواند ما را از لذت خوردن شام شبانه مان، منصرف کند. خوبان روزگار، حیران مانده و تنها آه حسرت می کشند و باقی مردم، گاه میان روزمرگی هایشان و برای خالی نبودنِ عریضه، در محافلشان از کثیفی سیاست حرف می زنند و مرگ دردناک هزار همنوعشان را سند حرفشان می سازند و تمام!
حرف ها که تمام می شود، مهمانی ها تمام می شود. نمایش تمام می شود و هر کس دوباره خودش است و آرزوهای کوچک خودش. اینگونه ناله هایمان از ظلم و بدیِ روزگار، پشت خواسته های واقعی مان، دوباره گُم می شود.
راستش این است که هنوز نمی خواهیم رنج های جانکاه بشریت تمام شود. وقت نداریم به این رنج ها فکر کنیم و برای رفعشان زندگی کنیم. وقت ما را رنج های کوچک پر کرده است. رنج هایی که در برابر رنج های عمیق این دنیا، به نیش پشه ای بی مقدار می ماند. یکی درگیر درآمد اندکش مانده و حسرت کاری پول سازتر تمام جانش را پر کرده. دیگری برای قسطی عقب مانده، رعشه بر اندامش افتاده، آن دیگری سرگرم شکست عشق کودکانه ای است و در این دنیا که میلیون ها میلیونش بر اثر درد جنگ و گرسنگی و اعتیاد، پوست و استخوان شده اند، فراقش را از یار، پایان این دنیا می داند! کسی دیگر برای تکه زمینی که از کف داده و برجی در آن بنا نکرده، موی سپید کرده و آن یکی، حساب بانکی اش را با غصه نگاه می کند و راه زیادی که تا رسیدن به اتومبیل و خانه و همسر رویاهایش دارد را آه می کشد... آری! لرزیدن تن کودک سوری، پشت همه این دغدغه های حقیر، گُم می شود. گُم می شود تا سیاست بازان، با خیالی آسوده، شرافت همه ما را به بازی بگیرند و حتی از همین واقعه شوم نیز نهایت سوءاستفاده را بکنند و برای اثبات حقانیت خود، هر چه می خواهند ببافند و به تن ِوجدان ما بپوشانند. چرا که وجدان ما نباید در معرض سرمای سوزان حرص و نفرت آنان قرار گیرد. ما باید در لباس اوهامی که آنان به قامتمان می دوزند، عمرمان را به سر ببریم و به زیر خاک برویم. این دنیا بدون ما خوش خیالان ِ اسیر رنج های کوچک، در کارِ کُشتن معصومان و مظلومان زمین است.
به همین خاطر است که جمعیت امداد دانشجویی – مردمی امام علی(ع) نه تنها استفاده از بمب شیمیایی از سوی هر یک از طرف های درگیر در بحران سوریه را محکوم می کند، بلکه بیش از آن و پیش از آن و عمیق تر از آن، خوابِ زمستانی وجدان بشریت را محکوم می کند. بی مسئولیتی و سرگرم بودن انسان را به خوشبختی فردی، محکوم می کند. باورِ دروغین خوشبختی فردی را محکوم می کند و برای پایان بحران سوریه و همه بحران هایی که امروز شیره جان فرزندان به ضعف افتاده انسان را می مکد، از همه مردم دعوت می کند به حساسیت و آگاهی نسبت به دردهای عمیق بشریت امروز. دعوت می کند به مسئولیت پذیری برای رفع معضلات طاقت سوز امروز جهان. دعوت می کند به این که فقط از دور دستی بر آتش نداشته باشند و فقط در بحث ها و گفتگوهای مهمانی های خویش، از مصائب جهان حرف نزنند؛ بلکه آستین همت و اندیشه خود را بالا زنند و به شکرانه سلامت و امنیت ِ نسبی ای که نصیبشان است، به یاریِ کسانی بشتابند که به حکم قصور نسل های گذشته و حال، محکوم به آوارگی و درد و مرگ شده اند.
بی گمان اگر همه ما خواسته متحد و نیرومندی برای پایان کُشتار و آزار و ویرانی داشته باشیم، هیچ قدرت و هیچ گروه و هیچ دولت و هیچ فردی نمی تواند این بازی شوم را با شرافت ما ادامه دهد و فرزندان ما را با نهایت بی رحمی به خاک و خون کشد و سپس با لبخند، گناه خود را به گردن دیگری اندازد.
آری! برای نجات این جهان از این همه تیرگی، خواسته متحد و نیرومندی لازم است. خواسته ای که شب و روز به آن بیندیشیم و هر روز چند گام برای تحقق آن برداریم. خواسته ای که رویای ما شود و جای تمام رویاها و آرزوهای حقیر ما را بگیرد. خواسته ای که تعبیر تمام خوشبختی ما باشد. دنیایی بدون مرگ کودکان. دنیایی که به کودکانش رحم می کند و این شفقت، همواره از جنگ ، دور نگاهش می دارد.
به امید این که دنیای ما رویای مشترک نجات و وجدان فراموش شده اش را بازیابد.
---
جمعیت مستقل امداد دانشجویی - مردمی امام علی (ع)

.

.

.