کودک کار 10 ساله از منظقه لب خط شوش تهران، ساعت 7 صبح 23 تیرماه 1394، از زیر کتک های مادرش (معتاد به شیشه) از خانه فرار می کند و به یکی از مراکز بهزیستی پناه میبرد اما بهزیستی او را پذیرش نمی کند! چرا؟
فاطیما از بهزیستی خواهش می کند و قسم میخورد که پدر و مادرش به شیشه اعتیاد دارند و اگر هر روز 100 هزار تومان پول به خانه نیاورد او را داغ می گذارند. اما ... بهزیستی او را نمی پذیرد و اصرارهای کودک بی نتیجه می ماند. 
فاطیمای ما منتظر می شود تا درب خانه ایرانی جمعیت امام علی (ع) در محله لب خط باز شود تا به خانه امن خودش بیاید.
...
ادامه داستان را به نقل از مددکار جمعیت امام علی بخوانید:


«وقتی وارد خانه ایرانی شد اومد روی زانویم نشست. دستهایش را گرفتم، به من گفت خاله ناخن هام کثیفه. با هم به حیاط رفتیم تا ناخن هایش را بگیرم. در همین حین فاطیما گفت: خاله امروز 7 صبح از خونه فرار کردم.
گفتم: چرا خاله؟ 
گفت: چون مادرم با کتک بیدارم کرد و گفت برو یخ بخر. خاله وقتی به مادرم گفتم سنگینه نمی تونم بیارم بیشتر کتکم زد، منم فرار کردم و .... خاله رفتم بهزیستی بیرونم کردن. میشه اینجا بمونم. خاله دیگه نمیخوام برگردم خونه.
مثل همیشه که وقتی دانش آموزانمان این سوال را از ما می پرسند من شرمنده شدم و گفتم خاله ما اجازه نداریم که شبانه روزی شما رو نگه داریم. گفت پس من رو ببر بهزیستی شاید تو بیای حرفمو قبول کنند. صداش بغض داشت. بغضی که سنگ رو نرم میکرد. نمی دونم چرا بهزیستی حتی دنبال این بچه نیامده بود. کودکی که نشونه راست بودن حرفاش، جای سوختگی سیگار روی گونه ش هست.
ولی حواسم نبود که بهزیستی در پیگیری های قبلی به ما گفته است: نیرو ندارد یا ساعت کارشان تمام شده یا جمعا 15 ماشین برای بازدید دارند و .... !؟
بعد از اینکه بسیار افسوس خوردم که ای کاش یک مرکز شبانه روزی برای این روزهای بی پناهی کودکان داشتیم، به ناچار با اورژانس اجتماعی تماس گرفتم. بعد از بارها توضیح دادن و پنج ساعت پیگیری و پیشنهادهای از سر بازکنی که به ما دادند، یکی از مراکز به صورت امانی کودک را پذیرفت تا صبح فردای آن روز به مرکز اصلی منتقل شود. این بار هم انتخاب کودک ما گزینه ایست بین بد و بدتر. 
و خیالش آسوده تر است چون از کتک های پدر و مادر بعد از مصرف شدید شیشه در امان می ماند و نگرانی معصومانه اش که بارها با من در میان میگذارد این است که نکند اینجا هم کتکش بزنند.
بدن کودک ده ساله ام خسته است. خسته از آزار، از کار اجباری، از بی تفاوتی های هر روز همه آنهایی که مسوولیت هایشان را فراموش کرده اند ...»
...
راستی چرا وقتی فاطیما به تنهایی به یکی از نهادهای مسئول برای نجات خودش از کودک آزاری پناه برد، او را پذیرش نکردند؟


نوشته یکی از اعضای خانه ایرانی لب خط


خانه ایرانی لب خط شوش تهران، یکی از مراکز امداد رسانی جمعیت امام علی است که به ارائه خدمات آموزشی و امدادی رایگان به کودکان کار و محروم از تحصیل می پردازند.
با ما تماس بگیرید: تهران، میدان شوش، لب خط، خیابان شهرزاد جنوبی (شهید بروجردی)، ابتدای خیابان جهانیان، پلاک 6، درب آبی رنگ
تلفن: 09394804702 و 55079198