۹۲ مطلب با موضوع «معرفی خانه ایرانی دروازه غار» ثبت شده است

زندگی در خانه علم جاریست...


لطفا آلبوم کامل را در ادامه مطلب تماشا نمائید.

ادامه مطلب...
۰۴ تیر ۹۱ ، ۱۵:۳۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آغاز به کار ساختمان خانه علم جدید



لطفا آلبوم کامل عکس ها را در ادامه مطلب مشاهده نمائید.

ادامه مطلب...
۱۳ خرداد ۹۱ ، ۱۷:۲۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گزارش فعالیت های خانه علم اسفند 1390

لطفا این گزارش را از لینک زیر دانلود نمائید.


۱۱ ارديبهشت ۹۱ ، ۱۸:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دستهای خالی مونو باور نکردیم و...


درود به همه؛
همه ی کسانی که با کمک های مالی شون باعث دلگرمی خیلی از کودکان شدند. همه کسانی که دست به دست هم دادند و با تلاش هاشون تونستن 7 میلیون از 25 میلیون تومان رو فراهم کنن.
و همه ی کسانی که شاید کمک مالی نکردند و تنها با یک لایک یا شرکردن مطلب خانه علم در این کار سهیم شدند.
و البته همه ی کسانی که از صمیم قلب کودکان رو دوست دارند.
با همت همه شما ها تونستیم روز شنبه این هفته قولنامه ی خانه جدید رو به امضا برسونیم و مشروط بر این شد که تا آخر هفته مبلغ جمع شده مون به ده میلیون برسه و مابقیش رو هم تو هفته آینده بدیم.
با تلاش های خیلی از دوستان تا الان حدود 7 میلیون تومان جمع شد که تا آخر هفته این رقم باید به ده میلیون برسه
و باور داریم که این خونه از آن کودکانی خواهد بود که لیاقتش رو دارن
ممنون از تلاااااااااااش هاتون
---
خونه جدید بزرگه و دو طبقه است
فقط با تهیه حدود سه میلیون تومان دیگه، می تونیم همین هفته طبقه اول خونه رو تحویل بگیریم و به امیدخدا خیلی زود همه خونه رو به طور کامل برای این بچه ها به خونه علم جدیدی بدل کنیم.
به کمک شماها و همه اونایی که کمک کردن، در خونه جدید می تونیم تعداد دانش آموزان رو بیشتر کنیم و می تونیم همزمان 8 تا کلاس درس جداگانه داشته باشیم.
این خیلی عالیه
---
هر کی که مایل به کمکه لطفا به دوستاش و هر کی که می شناسه اطلاع رسانی کنه
هر کی هم که مایل به کمک مالی هستش، لطفا با یکی از شماره های زیر تماس بگیره
---
میدونیم که همه ی ما دوستداران و هواداران خانه علم دروازه غار میتونیم خیلی زود این پول رو جور کنیم.
تلفن ارتباط با بخش مالی: 09193080704 اخباریه
تلفن روابط عمومی: 09396007178
---
از همه تون ممنونیم
خانه علم دروازه غار تهران
۱۴ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۳۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اینجا دروازه ی غار است،نه توی غار

در تهران بزرگ محله ای بنام دروازه غار وجود دارد. در این محله فقر،فحشا،اعتیادهای وحشتناک، نکبت و بدبختی رو میتونی به وضوح ببینی. میتونی دختربچه ایی رو ببینی که کاملاً میدونه خودفروشی یعنی چیه یا پسر بچه ایی رو ببینی که توسط پدرش یا نفرات دیگه ایی روزی چند بار بهش تجاوز میشه یا بچه هایی که توی کار موادن با سن بسیار کم. بچه هایی که آینده خوب رو در مواد فروشی و قاچاق میبینن و آینده بد رو در گدایی و دست فروشی. بچه هایی که رنگ شادی رو ندیدن، نمیدونن شب یلدا چیه؟نمیدونن نوروز چیه؟اصلاً نمیدونن شادی چیه؟بچه هایی که توی اتاق های نمور و تاریک و خراب که اگه ما باشیم حتی به عنوان مهمان نمیتونیم دقیقه ایی توی چنین محیطی بمانیم زندگی میکنن. بچه هایی که جز تحقیر و تو سری جز فقر و فلاکت چیزی ندیدن. بچه هایی که مجبورن به هر کاری تن بدن، هر کاری که فکرشو کنی. بچه هایی که مدرسه براشون رویاست. بچه هایی که مجبورن از صبح تا شب کار کنن تا پول مواد پدر و مادرشونو در بیارن و وقتی که پدر و مادرشون مواد مصرف میکنن با هر چیزی مثل چاقو کمربند می افتن به جون این طفل های معصوم که این بچه ها مجبور میشن تا ساعتی از شب رو توی این سرما بیرون خونه باشن تا نعشگی پدر و مادرشون تموم بشه و یه چرتی بزنن و دوباره صبح برن سرکار.نمیدونم اگه بخوام از مشکلات این بچه ها بگم شاید صد یا دویست صفحه یا شایدم بیشتر بشه ولی اینو مطمئنم که ما نمیتونیم حتی یک درصد هم این بچه ها رو درک کنیم. ما ظاهر این ماجرا رو داریم میبینیم یا بهتر بگم ما داریم دروازه ی این غار که بچه ها دارن توش زندگی میکنن رو میبینیم و با یه آخیش گفتن یا آه کشیدن یا نهایتاً با یه بغض این ماجرا رو فراموش میکنیم و میریم دنبال زندگی خودمون.ما این وضعیت بچه ها رو نمیفهمیم و نمیتونیم بفهمیم چون ما داخل این غار نشدیم و نمیتونیم بشیم که بفهمیم داخل این غار زندگی کردن چه طعمی داره؟ بلکه ما فقط دروازه ی این غار مخوف رو میبینیم.اینجا دروازه ی غار است، نه خود غار...

نمیگم بیایم وارد این غار بشیم یا اصلاً این غار رو خراب کنیم یا مثل داستان ها یا فیلم ها وارد غار بشیمو بچه ها رو نجات بدیم،نه.چون ما نمیتونیم هیچکدوم از این کارها رو انجام بدیم،ولی میتونیم با تمام انرژی و توانایی و ایمانی که خداوند به ما داده به این بچه ها دنیای بیرون غارو نشون بدیم و صدامونو بهشون برسونیم و بگیم از این غار بیایید بیرون. بهشون نور، امید زندگی رو نشون بدیم بهشون یاد بدیم که میشه خارج از این غار هم زندگی کرد و این امید رو درونشون زنده کنیم که تو نباید مثل پدر و مادرت یا اطرافیانت در این غار اعتیاد و فقر زندگی کنی و تو باید از این غار بیای بیرون و دست برادر و خواهرتو بگیری و اونا هم بیاریشون بیرون، و مطمئن باشید که این بچه ها از این غار میان بیرون چون ما در خانه علم دروازه غار داریم این کارو با کمک شما میکنیم و نتیجه هم گرفتیم.

مسعود از اعضای فعال خانه علم دروازه غار

۱۳ اسفند ۹۰ ، ۰۸:۱۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دستهای خالی مونو باور نداریم...


دستای خالی مونو باور نداریم...
---
می خواهیم تا 25 میلیون تومان جمع کنیم برای اینکه یه خونه بهتر اجاره کنیم
خونه رو هم دیدیم و البته که خونه خوبی هستش و می خواهیم که خانه علم جدید دروازه غار باشه
دست توی دست هم دیگه می گذاریم و دستای خالی مونو باور نمی کنیم و فقط یه چیز رو باور داریم و اون اینه که این خونه، خونه علم جدید بچه های دروازه غار خواهد بود.
---
هر کی که مایل به کمکه می تونه به دوستاش و هر کی که می تونه اطلاع رسانی کنه
هر کی هم که مایل به کمک مالی هستش، می تونه با شماره 09193080704 یا 09396007178 تماس بگیره
---
به خاطر کوچیک بودن خونه علم و بیشتر شدن هر روزه ی تعداد بچه ها و افزایش کارهایی که برای بچه ها انجام میشه ، تصمیم به منتقل شدن به یه خونه ی بزرگتر گرفیتم و خدا رو شکر یه جای بزرگتر هم پیدا کردیم
و در حال حاضر به 25 میلیون تومن پول برای رهن اون خونه نیاز داریم.
و باید هرچه زودتر برای عقد قراداد اقدام کنیم و تا اواسط این هفته یعنی تا 8 و 9 اسفند وقت داریم.
میدونم که همه ی ما 1115 نفر عضو این صفحه میتونیم تا سه شنبه این پول رو جور کنیم.
شماره تماس با بخش مالی : 09193080704 اخباریه
۰۵ اسفند ۹۰ ، ۱۸:۳۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

از بازی با مواد تا بازی با مداد


فریبا؛ نازی؛ یک برادر پنج ساله و حالا داداش کوچک دیگر شان... پسرکی دو ساله و شاید هم کمی کمتر از دو سال! خوب یادم هست سال 1388 وقتی نخستین بار فریبای دوست داشتنی مان را که آن موقع 7 سال بیشتر نداشت، دیدم. در کوچه قالیشوها زندگی می کردند. کوچه ای که ما آن را مرکز پخش مواد مخدر تهران می دانیم. کوچه ای که هر بار قدم به آن می گذاشتیم از صبح و ظهر و شب و نیمه شب، تنها دو صدای آشنا به گوش مان می رسید. یکی صدای خرده فروش های مواد مخدر: «جنس چی می خوای؟ جنس دارم تپل!» و دیگری صدای لبخند تلخ کودکان بیگناه محله که از میان خرواری از سرنگ چندبار مصرف و پایپ شکسته شیشه و سکوت دردناک جوانانی که اسیر فیون شده بودند، به ما سلام می دادند.

آری! در همان سالها با فریبای کوچک آشنا شدم. به خانه شان رفتم. خواهر دیگرش نازی که دو سالی کوچکتر بود را آنجا دیدم. آن موقع نازی هنوز بچه سال می زد و این بخاطر سوء تغذیه اش بود. جثه ای کوچک و نحیف داشت که بعدها فهمیدم شاید هم دلیلی دیگر داشته باشد؟ دو سال با اعضای جمعیت و بچه های کلاس رهیافتی به درون به کوچه قالیشوها رفتم و خیلی چیزها دیدم. من کودکی را دیدم که در تاریکی اتاق های تیره و تاریک خانه های دروازه غار با مواد مخدر بازی می کرد. و کودکی را دیدم به نام فریبا که هر بار چشم های پاکش را در چشم های من می دوخت و با زاری می گفت: «عمو، کی منو می بری مدرسه ثبت نام کنی؟»

چند روز پیش برای کاری به خانه فریبا رفته بودم. در این مدت دو سال، مادرش پسر دیگری هم به دنیا آورده است و حالا چهار بچه شده اند. پسر بچه کوچک در حیات بازی می کرد. وقتی مرا دید نزد من آمد و شروع به صحبت کرد؛ البته با اشاره و بازی. دیدم در دستش مداد قرمز نقاشی دارد. مداد را به من نشان داد و با زبان بی زبانی می گفت: «می خوام نقاشی بکشم!» گفتم: «اون چیه تو دستت؟ مداده! بلدی نقاشی بکشی؟» سرش را تکان داد که بلدم. دست کردم توی جیبم و تکه کاغذی به او دادم و گفتم: «بیا روی این نقاشی بکش.» کاغذ را گرفت و شروع کرد به کشیدن. یک نفر در گوشم خواند: «فرزاد! اینجا یک اتفاقی افتاده است، حالا دیگر بچه های دو ساله با مداد بازی می کنند نه با مواد!»

خدایا منتظرت هستیم، باز هم خودت را به ما نشان بده و از زبان این کودکان با ما حرف بزن که ما برای عمل کردن به آنچه که تو وظیفه مان ساخته ای قیام کرده ایم. که این وظیفه انسان بودن تنها دلیل ما برای بودن مان در این جهان است.

لطفا متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.

---

فرزاد؛ از اعضای خانه علم دروازه غار

ادامه مطلب...
۰۸ بهمن ۹۰ ، ۱۹:۲۵ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطرات تلخ و شیرین ما



هر روزی که پا به خانه علم می گذارم حس یه شاگردی رو دارم که اینبار معلماش از خودش کوچکترن و درسی که بهش میدن بی انتهاست.
امروز با دیدن فریبا که داشت کتاباشو خودش جلد میکرد در حالی که اونطرف تر پدرش و چند مرد یگه داشتن مواد مصرف میکردن دوباره من شدم شاگرد و اون شد معلم عشق و استقامت من.
من تو برق نگاه خندون فریبا رنگ عشق رو دیدم وفهمیدم ......عشقی مسیحایی که هر روز بی دریغ هستی رو بر تن یخ زده من می دمه .. به من توان ایستادن میده ....و میشه دلیل من برای بودن.......
۰۶ آذر ۹۰ ، ۰۶:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کمک های پزشکی به کودکان خانه علم


امروز به خانه علم ما یه آقای دکتر مهربون اومد تا بچه هارو معاینه کنن جالب اینجا بود که بچه ها عوض اینکه از آقای دکتر بترسن سر اینکه زودتر معاینه بشن با هم در حال رقابت بودن.آخر سر بچه ها با آقای دکتر عکس یادگاری گرفتن و کلی خندیدن...

۰۶ آذر ۹۰ ، ۰۶:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

همه چیز درباره خانه علم



در خانه علم چه می گذرد؟
در خانه علم کودکان محروم از تحصیل درس می خوانند. ما به آنان درس های مدرسه طبق سرفصل آموزش و پرورش، دروس دبستان را می آموزیم. و هم آموزش های هنری، نقاشی و ورزشی برای آنها داریم.
در خانه علم چه کسی درس می خواند؟
کودکان محروم از تحصیل. ما در ایران و همین جا در تهران کلی کودک محروم از تحصیل داریم. دلایل محرومیت آنها از تحصیل شامل این موارد است: نداشتن شناسنامه (کودکی که شناسنامه ندارد، از نظر آموزش و پرورش حق تحصیل ندارد!)، بی کفایتی والدین (پدر و مادری که کودکش را به دست فروشی و گدایی وادار می کند، برایش مهم نیست که فرزندش درس بخواند!)، فقر مالی و فرهنگی خانواده (ما خانواده هایی داریم که بخاطر نداشتن پول خرید دفتر و مداد، کودک شان به مدرسه نمی رود و برای کسی هم مهم نبود ولی برای ما مهم شد!)، اعتیاد والدین (پدری که کودکش را کرایه می دهد و یا می فروشد تا پول موادش را تهیه کند، برای او تحصیل کودکش اهمیت ندارد!)
چه کسی در خانه علم درس می دهد؟
دانشجویان عاشق به صورت داوطلبانه و کاملا رایگان. و البته هر کس که بخواهد می تواند بیاید و هر دانش مفیدی را آنجا به کودکان درس بدهد. تنها کافی است تا با حضور مستقیم در خانه علم اعلام آمادگی نماید.
چه کمک هایی می توانیم به خانه علم بکنیم؟
کمک های آموزشی، فرهنگی، هنری، ورزشی، پزشکی، اهدای لباس، لوازم التحریر، غذای روزانه و...
چگونه به خانه علم بیآییم؟
آدرس: تهران - مترو شوش- خیابان خیام جنوبی- کوچه آذر- بن بست دوم- پلاک 5- درب آبی رنگ.
روزهای شنبه، دوشنبه، چهارشنبه و پنج شنبه از ساعت 13 الی 15 می توانید به خانه علم بیآیید و هم کودکان، این فرشتگان کوچک خداوند، را از نزدیک ببینید و هم با فعالیت های آموزشی در خانه علم آشنا شوید و هم برای همکاری با ما اعلام آمادگی نمائید.
راستی لطفا با به اشتراک گذاشتن این وبلاگ، خانه علم دروازه غار تهران را به دوستان خود معرفی نمایید.
۰۵ آذر ۹۰ ، ۱۸:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰