۱۷۳ مطلب با موضوع «خاطرات و دلنوشته‌ها» ثبت شده است

دوشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۳، ۰۸:۱۵ ب.ظ
زیر آسمان این شهر

زیر آسمان این شهر

زیر این آسمان شهری است،
به نام تهران
شهر محله ای دارد،
نامش دروازه غار
و محله خانه ای به نام "علم"

ادامه مطلب...
۰۶ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۱۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جمعه, ۳ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۳۰ ب.ظ
برای دخترم ادیبه، که او رویای صادقه ام بود

برای دخترم ادیبه، که او رویای صادقه ام بود

برای دخترم ادیبه، که به سرزمین مادری اش بازگشت.

او که رویای صادقه ام بود...

دیشب خواب دیدم روی موهایت ستاره می‌گذارم
تو می خندی و من عشق می کنم
تو کنارم هستی و من آرامش می گیرم
تو زیبا می شوی و من اوج می گیرم
من هستم و تو
تو در حال خوش و من در خیال خوش
سرم به سقف آسمان می رسد از خیال خوش بودن تو
سرخوشانه دست می برم در کیسه لبریز ستاره هایم
تا دوباره ستاره ای از کیسه ی "خود"
بر موهایت بنشانم

ادامه مطلب...
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۲۱:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سه شنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۲۵ ب.ظ
عشق مسیحایی

عشق مسیحایی

هر روزی که پا به خانه علم می گذارم
حس یه شاگردی رو دارم که اینبار
معلماش از خودش کوچکترن
و درسی که بهش میدن بی انتهاست.

ادامه مطلب...
۳۰ دی ۹۳ ، ۲۲:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دوشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۳، ۱۲:۰۵ ق.ظ
امید

امید

عصبانى بود. زل زده در چشمانم و کتاب هایش را مدام بر روى میز میکوبید.
دست هایش را میگیرم.. میخواهد حرف بزند اما...اما سکوت می کند.
با جدیت تمام مینشیند و کتاب فارسى اش را باز میکند:
یک بند با موضوع دلخواه خود بنویسید!
من:خب دوست دارى درباره ى چى بنویسیم؟
یه خط تو بنویس یه خط هم من مینویسم خوبه؟

موضوع انشایش را میگذارد:

ادامه مطلب...
۲۹ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
يكشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۳، ۰۸:۵۲ ب.ظ
چه کنیم برای دخترکان ده ساله ی شهرمان

چه کنیم برای دخترکان ده ساله ی شهرمان

فکر می کردیم در تمام طول سال می دویم که کنار تو باشیم
کنار درس و دانشگاه و کار، در میانه ی امتحانات و کنکورهای زندگی
در گرم ترین روزها و سردترین شب های زمستان
باشیم و بودنمان مرهمی شود بر زخم هایت

ادامه مطلب...
۱۴ دی ۹۳ ، ۲۰:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
چهارشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۳، ۱۱:۲۰ ب.ظ
خاطرات تلخ و شیرین ما - دختر، مادر یا بزرگ خانواده؟

خاطرات تلخ و شیرین ما - دختر، مادر یا بزرگ خانواده؟

سمت بازار بودیم ، ورودی میدون امام
دختر کوچولوی 9 ، 10 ساله ای اسفند دود می کرد
ازش خواستیم بیاد نزدیکمون
بهش گفتم درس میخونی؟

ادامه مطلب...
۱۰ دی ۹۳ ، ۲۳:۲۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پنجشنبه, ۴ دی ۱۳۹۳، ۰۹:۴۵ ب.ظ
خاطرات تلخ و شیرین ما - شب

خاطرات تلخ و شیرین ما - شب

هشت سالشه... با پیگیری بچه های تیم آموزش خونه علم
تونستند مدرسه کلاس اول ثبت نامش کنند
صبحا معمولا دیر میره
ادامه مطلب...
۰۴ دی ۹۳ ، ۲۱:۴۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
جمعه, ۲۸ آذر ۱۳۹۳، ۱۱:۴۸ ب.ظ
زیباست نتیجه تلاش دختری که کمتر لبخند می زند

زیباست نتیجه تلاش دختری که کمتر لبخند می زند

این بار فرق می کرد
تو دختر کوچک ما بر عکس روزهای قبل
با حوصله دست به رنگ و قلم مو بردی
حتی وقتی سه دوست دیگرت دست از نقاشی کردن برداشتند
ادامه دادی

ادامه مطلب...
۲۸ آذر ۹۳ ، ۲۳:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پنجشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۳، ۱۱:۳۶ ب.ظ
خاطرات تلخ و شیرین ما -استخر

خاطرات تلخ و شیرین ما -استخر

برای دومین بار میخواستند برن استخر
تک تک بچه ها خوشحال بودن
اینو از صدای دویدن ها و خنده هاشون که کل کوچه رو گرفته بود فهمیدم
اما بین اون همه چهره خوشحال
یکی ناراحت بود

ادامه مطلب...
۲۷ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
چهارشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۳، ۱۱:۲۸ ب.ظ
خاطرات تلخ و شیرین ما - کاش خانم مجری می دونست

خاطرات تلخ و شیرین ما - کاش خانم مجری می دونست

با بچه ها داشتیم می رفتیم استخر
راننده یه پیرمرد خوش اخلاق بود و در طول مسیر با بچه ها صحبت می کرد
وسط حرفش یهو برنامه کودک رادیو شروع شد.
ادامه مطلب...
۲۶ آذر ۹۳ ، ۲۳:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰