۱۱ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

دوشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۲۶ ق.ظ
یکشنبه های خانه ایرانی دروازه غار🕊

یکشنبه های خانه ایرانی دروازه غار🕊

#یکشنبه‌های_خانه‌ایرانی‌دروازه‌غار

✴️ روز های یکشنبه در خانه ایرانی دروازه غار کلاس های آموزشی و چاپ و بازی و سرگرمی برگزار میشود .
کودکان خانه ایرانی، ظهر ها دور هم جمع میشوند و ناهار میخورند و در کنار هم بازی میکنند و از درس و مشق هایشان حرف میزنند . 
وقتی خوشحال و با انرژی هستند رنگ ها را روی کیسه های پارچه‌ای نقش میزنند . 
📚آموزش و خواندن درس، کودکان را وارد دنیای صلح آمیز کودکی میکند و از تمام سیاهی هایی که برایشان در دنیای واقعی این روزها درست میکنیم دور میشوند و اینگونه میتوانیم آینده‌ای سبز را درست کنیم. 

ادرس کانال تلگرام:

🏡 @darvazeghar

۳۰ مهر ۹۷ ، ۰۳:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۴۳ ب.ظ
در انتظار روزهای زیبا...

در انتظار روزهای زیبا...

#داستان_کوتاه_خانه‌ایرانی‌دروازه‌غار


🔖داستان دوم 



💙👶🏼به مناسبت روز کودک و برای کودکانی که هرگز کودکی گم‌شده‌شان را پیدا نکردند. 


2️⃣ قسمت دوم از مجموعه داستان های خانه ایرانی دروازه غار که از زبان اعضای داوطلب و همینطور نوجوانان عضو خانه روایت میشود :


📖سال هاست منتظر روزهایی قشنگم اما نمیدانم چرا این روز ها نمیرسند...

لحظه ای ترسیدم ,لحظه ای لغزیدم, لحظه ای سکوت کردم, لحظه ای هم گریستم اما پشت تمام این حس ها امیدی داشتم . امیدی برای گذشتن از صخره هایی که مانع وجودم می شدند.برای گذر از آتشی که خیلی هایمان را در بر کرده بود؛ پیراهنم کثیف بود اما قلبی که زیر آن پیراهن کهنه می تپید خیلی بزرگ بود. قلبی که انقدر تندتند میزد که نیازی به لباسی نو نداشتم چون میخواستم تنها گنجینه ی عشقی که دارم رویش همیشه کثیف باشد تا کسی او را از من ندزدد...

چشمانم نقطه ای بی هدف از آسمان را جست و جو می کرد. با اینکه کاسه‌ی گداییم را بسوی خلق الله دراز میکردم اما همچنان با همان لبخند کودکانه و با همان ترس ها حاشیه ای از این دیار غربت می نشستم.

درمیان لحظه ها گم شده بودم که خاطره‌ی سیاه پدرم که خواهرم را کشان کشان از پله ها پایین می آورد و فریاد و ناله و التماس های خواهرم که هیچ شنونده ای نداشت و همچنان نظارگر جنون پدرم بودم قلبم را تکه تکه می کرد، خواهرم مانند جسمی سنگی مرد اما سقوط پدرم از اوج جنونش درمیان دود و کراک و اعتیاد  که خاکستر شد را هنوز گوشه ای از ذهنم دارم...  

 برای همین بود که همیشه نقطه ای بی هدف را نگاه میکردم...

📝 اطمینان داشتم که من هم روزی مانند تکه سنگی خرد می شوم اما باز وقتی برای کار کردن  میرفتم , انسان هایی با قلب های مهربان که  گاهی به سویم می آمدند و دلم را نوازش می کردند و وجودم را سرشار از عشق و امید می کرد.  چند ساعتی محو  زندگی، آینده و عشق بودم که باز از دنیای خیالی‌م بیرون آمدم و پا به دنیایی حقیقی که جز سیاهی و تباهی نداشت  گذاشتم.

🍂برگ ها کمرنگ میشوند اما آسمان رنگش را عوض نمی کند. قلب ها پرپر میشوند اما هنوز خاطره‌ی نگاه عابری که دستش برایم دراز شد تا مرا بلند کند فراموش نشدنیست...

🥀 همه میتوانند با درد وجودم را بسوزانند  اما باز هم  من زنده ام و در تمام زمان ها و  انسان های خوش قلب , در تمام کودکانی که معصوم اند زندگی میکنم.

پس چرا صبح هست اما هنوز زندگی تاریک هست...


☘️پایان  

————————

🖌 به قلم سولماز از نوجوانان خانه ایرانی دروازه غار که دستی بر نوشتن روایت های مختلف از کودکان دارد.

————————

کانال تلگرام:

🏡 @darvazeghar



۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۳۷ ب.ظ
اجرای نمایش فراتر از نوک دماغ در خانه علم ملک آباد

اجرای نمایش فراتر از نوک دماغ در خانه علم ملک آباد


🎬در روز پنج شنبه ۱۲ مهرماه هنرمندان نوجوان خانه های علم دروازه غار و لب خط برای ۱۰۰نفر از کودکان خانه علم ملک اباد، "نمایش فراتر از نوک دماغ " را بر روی صحنه بردند.



کانال تلگرام:

🏡 @darvazeghar

۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۳:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۳۱ ب.ظ
دردهایی بزرگ برای شانه هایی کوچک

دردهایی بزرگ برای شانه هایی کوچک

#داستان_کوتاه_خانه‌ایرانی‌دروازه‌غار


🔖داستان اول از مجموعه داستان های خانه ایرانی دروازه غار که از زبان اعضای داوطلب و همینطور نوجوانان عضو خانه روایت میشود . 


1️⃣ داستان اول :


📖 " درد هایی بزرگ برای شانه هایی کوچک " 


دخترداییش که امسال وارد رشته ی حسابداری شده، از من میخواد هر هفته بعد از کلاس زبان، یک ساعت هم بهش مبانی کامپیوتر یاد بدم تا از بقیه همکلاسیاش که از بچگی با لپ تاپ و کامپیوتر بزرگ شدن عقب نمونه... از اینکه دیروز سر کلاس کامپیوتر حتی بلد نبوده کامپیوتر رو روشن کنه ناراحت نبود چون دیشب تا صبح از خدا خواسته من قبول کنم یه ساعت بیشتر بمونم و بهش کامپیوتر یاد بدم و مطمئن بوده خدا دعاش رو مستجاب میکنه و بعد از جواب مثبت من، با ذوق و شوق بیشتری از دبیرستان جدید و معلمها و دوستاش تعریف میکنه .

گوشم به تعریف های بچه هاست ولی چشمم به اوست که برخلاف همیشه آروم تو فکر فرو رفته. حتی تو اون روزایی که پدر و مادرش میخواستن از هم جدا بشن  اینهمه ساکت و آروم ندیده بودمش.

برای اینکه از فکر بیاد بیرون ازش میپرسم

What is your favorite job?

میگه راجع بهش فکر نکردم... وقتی فارسی جواب میده یعنی کاملا بی حوصله ست

میگم خب بهم بگو الان راجع به چی داری فکر میکنی

میگه "خانم میدونی شیرکاکائو چند شده؟"

میگم نه

میگه واسه اینکه شماها پولدارید، هیچ وقت مشکلت دونستن قیمت شیرکاکائو نبوده

خلاصه بعد از کلی توضیح  در انتها متوجه میشم شیرکاکائویی که اون پارسال هر روز تو مدرسه میخریده هزار تومن، امسال شده دو هزار تومن ولی پول تو جیبی اون همون هزار تومن باقی مونده.

نمیدونم پدر و مادرش برای بچه ای ١٢ ساله چجوری میخوان معنی تورم و ارتباط دلاررو با قیمت شیرکاکائو توضیح بدن ولی میدونم که حتما کمر پدرش زیر دردهایی اینچنینی خم شده....😞

 

⭕️پایان



۱۸ مهر ۹۷ ، ۱۳:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پنجشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۵۶ ب.ظ
حال خوب پاییز در خانه علم دروازه غار🍂

حال خوب پاییز در خانه علم دروازه غار🍂

با شوق زندگی در نگاهشان برای ما یادآور روز های شاد و پاییزی مدرسه هستند .
🤝با همراهی شما عزیزان توانستیم اینبار هم شروع پاییز را در کنار کودکان محله دروازه غار جمعیت امام علی با رنگارنگ دفتر و مداد و کیف و کفش مدرسه جشن بگیریم تا پرندگان مهربانی روانه ی آشیانه ی علم و دانش شوند .
❤️ مهر شما ماندگار ...


کانال تلگرام:
🏡 @darvazeghar

۱۲ مهر ۹۷ ، ۱۸:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۷ ق.ظ
کلاس جغرافیای ما🌍

کلاس جغرافیای ما🌍

🕊🌍در خانه ایرانی دروازه غار کلاس جغرافیا رو ساختیم تا کره ی آبی بزرگمون رو به بچه ها نشون بدیم . شهر ها و کشورا , اقیانوس ها و آبهای این جهان که چقدر بزرگند و تمام این نقطه های رنگی رو بهم وصل کردند . شمال و جنوب و شرق و غرب این جهان رو نام ببریم و در کلاس درس جغرافی تمام قومیت ها را با همبستگی و اتحاد بشناسیم . در خانه ی ایرانی دروازه غار تهران یک اتاق آبی هست که صلح می آموزد 🌟
🌀 شما هم میتوانید در کنار کودکان جغرافیای صلح را آموزش دهید و از قلب آنان مهر و صلح را هم بیاموزید . برای این ترویج داوطلب باشید ☺
☎️شماره های تماس:
0939-6007178
 021-55168401
——————————-

کانال تلگرام:
🏡 @darvazeghar

۰۷ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۵۳ ق.ظ
تصویب قانون ممنوعیت ازدواج دختران قبل از 13 سال

تصویب قانون ممنوعیت ازدواج دختران قبل از 13 سال

یک فوریت ممنوعیت ازدواج دختران قبل از ۱۳ سال به تصویب نمایندگان رسید.
🔹این قانون در صورت تصویب، ازدواج دختران قبل از ۱۳ سال تمام شمسی و پسران قبل از ۱۶ سال تمام شمسی را ممنوع می‌کند. همچنین ازدواج دختران بین ۱۳ تا ۱۵ سال و پسران ۱۶ تا ۱۸ سال مشروط به اجازه‌ی دادگاه و پزشکی قانونی شد.(اعتمادآنلاین)

❗ازدواج کودک و پادشاهی که لخت بود!

حدود دو سال از برگزاری سمینار «بررسی علل و پیامدهای ازدواج کودکان» می‌گذرد و در این دو سال شاهد فعل و انفعالات مثبت و البته واکنش‌هایی منفی به این مساله بودیم. خوشبختانه از همان زمان، برخی نمایندگان مجلس فعالانه حداقل‌ها و حداکثرهای موردنیاز جامعه را در این زمینه دنبال کرده‌اند و افکار عمومی نیز با واکنش‌های منفی نسبت به ازدواج کودک حمایت خود را از لغو این قرارداد پرآسیب که زیان‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت آن به جامعه برخواهد گشت، اعلام کرده‌اند. 
ازدواج کودک در حقیقت یک داستان دو کلمه‌ای وحشتناک است که بسیاری از فعالان اجتماعی حاضر در مناطق حاشیه، ابعاد شوم آن را با گوشت و پوست لمس کرده‌اند و سال‌ها شاهد بوده‌اند که چگونه زندگی بسیاری از کودکان، به خصوص دختران، قربانی نبود حمایت‌ها و قوانین کارآمد می‌شود.
گرچه در زمان برگزاری سمینار، حساسیت‌ها بر روی موضوع تا حدی بود که چندین بار اجرای برنامه به بهانه‌های مختلف لغو گردید؛ اما سرانجام پس از ارائه‌ی آمارها و تحقیق جمع‌آوری شده توسط جمعیت و ارائه‌ی آن، افکار بسیاری از متخصصین و مسئولین و دلسوزان حوزه‌ی کودک به اهمیت موضوع معطوف گردید. 
باید گفت وقوع حتی یک ازدواج کودک نیز صدمات جبران‌ناپذیری به فرد و جامعه خواهد زد لذا این ماده که فوریت آن به تصویب نمایندگان مجلس رسیده است، می‌تواند در حقیقت کف مطالبات کودکان و حامیانشان باشد، آنان که با این کودکان زیسته‌اند و درد آنها را با پوست و استخوان لمس کرده اند. 
طبق آمار اعلام شده جمعیت حاشیه‌نشین کشور بین ۱۶ تا ۱۸ میلیون می‌باشد که این امار رو به فزونی دارد و از آنجا که ازدواج کودکان اغلب در این مناطق روی می‌دهد، بنابراین کودکان در معرض این آسیب کم نیستند و این قانون و قوانین حمایتی آتی در این زمینه می‌تواند به برخوردها و مشورت‌ها در زمینه‌ی مقابله با ازدواج کودکان و تغییر فرهنگ‌های نابه‌جا در این زمینه قدرت قانونی و رسمی ببخشد.

#ازدواج_کودکان 

۰۷ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سه شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۲۸ ب.ظ
با مهر شروع شویم...

با مهر شروع شویم...

️بعد از خونه تکونی و آماده کردن کلاس ها و فضای خانه ایرانی برای شروع سال تحصیلی، خبر خوب بعدی شروع ماه مهر برای خانه ایرانی دروازه غار توزیع کیف و لوازم التحریر مدرسه بین بچه‌ها بود تا سال تحصیلی را با مهر و شادی آغاز کنند. 
تعدادی از بسته بندی های این لوازم نیز برای سیستان و بلوچستان آماده و ارسال شد تا پاییز برای همه‌ی ما با گرمای صلح و دوستی شروع شود .
📖 یادمان باشد که مثل فصل ها با مهر شروع شویم و تا بهاری شدنمان کنار یکدیگر بمانیم 😊
---------------

آدرس کانال تلگرام:
🏡 @darvazeghar

۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سه شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۲۲ ب.ظ
فراخوان جذب نیرو

فراخوان جذب نیرو

منتظرتان هستیم در جلسه معارفه و پذیرشداوطلبان جدید همکاری با خانه ایرانی دروازه غار جمعیت امام علی.
در این جلسه نیاز به نیرو های مختلف و متعدد برای تیم های زیر میباشد:

📖آموزشی و تحصیلی
🎨هنری  
⚽️ورزشی
🤹🏼‍♀️فوق برنامه
🛍بازاریابی و فروش کیسه های سبزین دست
🔆کلاس چاپ و نقاشی پارچه 

✳️از علاقه مندان دعوت میشود برای همکاری در این زمینه ها روز پنجشنبه در جلسه حضور داشته باشند .

◀️ پنجشنبه ۵ مهرماه، ساعت ۱۳

نشانی:
مترو مولوی، به سمت چهارراه مولوی، کوچه قاسمی
کوچه عظیم زادگان، کوچه چاووشی، پلاک ۱۰

🆔درصورت تشریف فرمایی، نام و تلفن خود را به تلگرام
@DarvazehGhar
۰۹۳۹۶۰۰۷۱۷۸
ارسال نمایید. 

📣لازم به ذکر است جلسه به صورت گروهی برگزار می شود.
لطفاً راس ساعت در خانه علم حضور بهم رسانید.

۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سه شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۵ ب.ظ
بوی مهر

بوی مهر

📝☀🍂کم کم دارد میرسد آن صبح هایی که روبه پنجره ی زرد و نارنجی نشستم و دارم بیرون را تماشا میکنم.
کیف ها بر دوش و کتاب ها در دست. چه حس لذت بخشی هست که صبح زود بیدار شوی و کودکت را برای مدرسه رفتن اماده کنی و چه دردناک هست ببینی کودکی بجای رفتن به مدرسه کوله باری پر از غم پشت کرده و فالی پر از درد در دستانش هست و راهش را کج میکند و بسوی چهار راه میرود چه سخت هست ببینی کودکی از خوشحالی گریه میکندو کودکی از خیانت و توهین اطرافیانش ناله میزند...درد کودکی که می بیند فرق او با کودکی که مدرسه میرود را فقط خودش میداند درد آن کتک خوردن های صبح زود برای کارکردن در سرچهار راه را فقط خودش میداند.
بوی مهر می آید، مهر برای کسانی که مدرک تحصیل دارند لذت بخش هست و برای کودکانی که بی شناسنامه و کارگر کوچک خانواده هستند بدبختی سهمگین است.
در نگاهش ناامیدی بر زبانش ترانه ی غم زیر پایش آدم هایی بی تفاوت بر دستانش درد و رنج کودکی تا بتواند ان را با کسی قسمت کند...
پیش رویش دنیایی تاریک که هنوز تاریکی سحرش نشکسته, هوای کثیفی وجودش را تسخیر می کند.
خواب هایش، کابوس هایش، رویا هایش، آرزو هایش همه و همه یکی می شوند و وقتی بیدار میشود شبیه به یک کودک مرده هست که نه آرزویی دارد نه رویایی دارد و نه خواب و کابوسی دارد فقط و فقط زنده هست اما زندگی نمی کند.
پس تا میتوانی زنده بمان و زندگی کن و عشق بورز که دیر یا زود قرار هست سال ها به اجبار بخفتی...

🔖 نوشته ی سولماز از نوجوانان خانه ایرانی دروازه غار .
📸 عکس ها از کلاس درس خانه ایرانی قصرقند سیستان و بلوچستان و  خانه ایرانی دروازه غار
————————-
🏡 @darvazeghar

۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰