سه شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۵ ب.ظ
بوی مهر

بوی مهر

📝☀🍂کم کم دارد میرسد آن صبح هایی که روبه پنجره ی زرد و نارنجی نشستم و دارم بیرون را تماشا میکنم.
کیف ها بر دوش و کتاب ها در دست. چه حس لذت بخشی هست که صبح زود بیدار شوی و کودکت را برای مدرسه رفتن اماده کنی و چه دردناک هست ببینی کودکی بجای رفتن به مدرسه کوله باری پر از غم پشت کرده و فالی پر از درد در دستانش هست و راهش را کج میکند و بسوی چهار راه میرود چه سخت هست ببینی کودکی از خوشحالی گریه میکندو کودکی از خیانت و توهین اطرافیانش ناله میزند...درد کودکی که می بیند فرق او با کودکی که مدرسه میرود را فقط خودش میداند درد آن کتک خوردن های صبح زود برای کارکردن در سرچهار راه را فقط خودش میداند.
بوی مهر می آید، مهر برای کسانی که مدرک تحصیل دارند لذت بخش هست و برای کودکانی که بی شناسنامه و کارگر کوچک خانواده هستند بدبختی سهمگین است.
در نگاهش ناامیدی بر زبانش ترانه ی غم زیر پایش آدم هایی بی تفاوت بر دستانش درد و رنج کودکی تا بتواند ان را با کسی قسمت کند...
پیش رویش دنیایی تاریک که هنوز تاریکی سحرش نشکسته, هوای کثیفی وجودش را تسخیر می کند.
خواب هایش، کابوس هایش، رویا هایش، آرزو هایش همه و همه یکی می شوند و وقتی بیدار میشود شبیه به یک کودک مرده هست که نه آرزویی دارد نه رویایی دارد و نه خواب و کابوسی دارد فقط و فقط زنده هست اما زندگی نمی کند.
پس تا میتوانی زنده بمان و زندگی کن و عشق بورز که دیر یا زود قرار هست سال ها به اجبار بخفتی...

🔖 نوشته ی سولماز از نوجوانان خانه ایرانی دروازه غار .
📸 عکس ها از کلاس درس خانه ایرانی قصرقند سیستان و بلوچستان و  خانه ایرانی دروازه غار
————————-
🏡 @darvazeghar

۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
يكشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۸ ب.ظ
به مناسبت روز جهانی صلح 🕊

به مناسبت روز جهانی صلح 🕊


میخواهم برایت صلح را معنا کنم شاید بتوانی دوستش داشته باشی و از او بخواهی برای همیشه کنار ما بماند . 
تصور کن وقتی در حال تماشای تلویزیون هستی یا در کنار آنهاییکه دوستشان داری غذای مورد علاقه‌ت را میخوری در سوی دیگر این کره‌ی آبی زیبا عده‌ای در میدان های بزرگ آتش زیر رگبار تیر و بمباران در چادر های تکه تکه شده با ترس از مرگ خود یا آنها که دوستشان میدارند ، زندگی میکنند . ترس از بازمانده شدن یا تنها گذاشتن.
 خیلی سخت است اگر بگویم همانطور که روز های رنگی و شاد فصل های زیبای خدا را میبینی و عاشق میشوی و از برف و باران و آفتاب طلایی لذت میبری ، در گوشه‌ای از این جهان معنای #کودکی در حال مردن است . 
کودکی ، واژه‌ی لطیفی که هر کدام از ما در گنجینه‌ی ارزشمند زندگی‌مان نگهش داشتیم مبادا در طوفان ساخته‌ی دست آدمها دستخوش نامهربانی شود اما اینبار برای فهمیدن صلح جای دوری نرویم . 
صلح را مرهم اشک مادران بلوچ کنیم ، ، صلح را در جنوب ببینیم که حالا نفس ندارد ، رمق ندارد . آنجا که رنج را چون تکه‌ای جا نشدنی در زندگی به دوش میکشند . صلح را به پرواز دربیار ، بگذار به کپر های حلب سرک بکشد ، همبازی کودکان پابرهنه‌ شود و با آنها لبخند بزند . به صلح بگو شبیه پروانه‌ای شود گوشه‌ی چارقد گلدار زنان کردستان ، صلح را صدا بزن تا نوای دلنشینی شود ، برود و برای آسمان گوگرد گرفته‌ی خاورمیانه آواز بخواند . 
صلح را در قلبت صدا کن ، در کلامت انسانیت را متولد کن و رنج دیگری را برای خود بدان و قدم در ساختی بگذار که دیگری همچون خودت صاحب حق زیستن است انگاه صلح زاده خواهد شد.
 گاه شبیه دلقکی با لبخندی پهن شده روی غصه هایش تا زندگی را از یاد مردم جنگ‌زده‌ اش ‌ نبرد و گاهی همچون پرنده‌ای سفید , برگ سبز زیتون را به لب میگیرد و یک روز برای من و تو یادآور مهر و اتحاد میشود ، زمان را نگه میدارد ، تفنگ ها را روی زمین میگذارد و قول میدهد روز های بهتری به ارمغان بیاورد ...

🌀ملتها  امروز  بیش از هر زمان دیگر میبایست  به ریسمان وحدت و یکپارچی و همگرایی قومیت ها و  مذاهب و.. چنگ زنند تا در گفتمان و تفکر و رفتار خویش صلح را بر سیاستمداران و حاکمان که تنها با جنگ طلبی خو گرفته اند، دیکته نمایند. 

🗞۲۱ سپتامبر روز جهانی صلح

--------------
🏡 @darvazeghar

۰۱ مهر ۹۷ ، ۱۲:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۱:۰۰ ق.ظ
بیگانگان آواز می خوانند و آشنایان خاموش اند...

بیگانگان آواز می خوانند و آشنایان خاموش اند...

 📖 اینجا بیگانگان آواز میخوانند اما آشنایان خاموش می مانند.
کودکی در زیر آب با موج ها میجنگد اما افسوس که قایقی کوچک که هر صبح با او بازی میکرد به کمکش نمی‌آید. نفس هایش آرام آرام کم می شوند اما باز فریاد دلش را هیچ سکوتی نمیشکند، دست و پا میزند شاید که با دیدن دستان کوچکش مترسک هایی که قدرت در دستانشان هست دلشان به رحم بیاید غافل از اینکه آن ها دلی ندارند.
در این شب های تاریک که آسمان از زمین و زمین از آسمان می ترسد صندلی کوچک ، تخت خواب کودکی تنها میشود.
آری در این شب ها که هر آدمی با تصویر چهره‌ی خود بیگانست، کودکان گاه در میان موج دریا و گاه درکنار سطل زباله جان میدهند.
من میروم من از شرم شبی که صبح می شود و این اتفاقات را می بیند و زار زار به خود میگرید فرار میکنم اما باز این تاریکی مهلت نمیدهد تا مانند کبوتری پر بکشم.
چه بگویم تا کودکانی که قربانی این روزگار شده اند آرامشی بگیرند، چه کنم تا سردی نفس هایشان شب های گرم مرا یخبدان نکنند.
در اینجا که هر آدمی با اشنای خود غریب هست چشم دریا با نگاه های آسمان همه چیز را به خود دیده است. اینجا خیلی وقت هست سوریه شده است میان بی عدالتی ها و ذلت، میان بی رحمی هایی که در سیاهی شب با سکوت های کودکی تنها قصه اش به سر میرسد...

📝 به قلم سولماز از نوجوانان خانه ایرانی دروازه‌غار
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۴۱ ق.ظ
ازدواج کودک: مرگ تمام لحظه های کودکی...

ازدواج کودک: مرگ تمام لحظه های کودکی...

کاش میشد سرنوشت در دستان ما نوشته میشد تا اینکه ما تسلیم سرنوشت شویم؟
 ازدواج کودک در سن کم به چه معناست؟ 
به این معنی است که از زندگی کودکانه به دنیای دیگر وارد شود.
به دنیای درد و رنج، به دنیایی که فقط ظلم در آن دیده می شود. وقتی آن لباس سفید زیبا را به تن میکند یعنی در آینده سیاهی به او رو میکند وسفیدی پشت. 
وقتی حلقه ی ازدواج را در یک انگشت خود میکند یعنی حلقه ی دار خود را در تمام انگشتان می اندازد.
کاش می شد کودکانمان خودشان سرنوشت شان را انتخاب می کردند تا هر روز مرگ کودکی ها را  شاهد نباشیم.
💔به قول بعضی ها انگشتی که حلقه ی ازدواج را در بر میکند مستقیم‌ به قلب راه دارد ولی کودکی که در سن کم این حلقه را در دست میکند گویی این مرگ تمام لحظه های کودکی اوست....


📝 به قلم آمنه از دختران نوجوان خانه ایرانی دروازه غار
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۳۶ ق.ظ
اجرای نمایش گروه تاتر دروازه غار

اجرای نمایش گروه تاتر دروازه غار

🎭🎼  در روز های اخیر نمایش عروسکی " سرزمینی فرا تر از نوک دماغ " به اجرا درآمد.
در این نمایش گروهی از کودکان خانه ایرانی دروازه غار و لب‌خط هنرنمایی کردند .
تمرین تئاتر و به اجرا  آوردن آن ، استعداد کودکان ما را در هنر و کار گروهی نشان میدهد . 
آنها با هنر ، تمرین مهر میکنند و در کنار یکدیگر نقش خوشبختی را بازی میکنند .
در این سبک از تمرین تئاتر با ایفای نقش و گفتگوهای متفاوت, روحیه‌ی خشم کنترل و در ازای آن صلح و نوع‌دوستی را به ارمغان می‌آورد.
استقبال تماشاگران انگیزه‌ای مضاعف به هنرمندان کوچک ما میدهد و تشویق همگان برایشان خاطره‌ای خواهد شد از دیده شدن و ادامه‌ی تلاش آنها برای صحنه های بزرگتر .
این روز ها برای فرا تر از نوک دماغ  خود دیدن از کودکانی یاد بگیریم که امید این زندگی در لحظاتشان جاری ایست.

🏡 کانال تلگرام: @darvazeghar
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سه شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۰۸:۳۲ ب.ظ
قهرمانی جوانان دروازه غار در چهارمین دوره لیگ پرشین🏆

قهرمانی جوانان دروازه غار در چهارمین دوره لیگ پرشین🏆

🎊⚽
تیم فوتبال جوانان پرشین دروازه غار با کسب مقام اول در چهارمین دوره لیگ پرشین توانست قهرمان این دوره شود .
انگیزه و پشتکار بچه ها در بازی ها و همینطور اخلاق و جوانمردی آنها در کنار دیگر تیم ها تحسین برانگیز بود.
بازیکنان دروازه غار گل قهرمانی این تیم را به سیستان و بلوچستان تقدیم کردند و شادی خود را با سکوی سرباز سیستان و بلوچستان شریک شدند.
~~~~~~~~~~
کانال تلگرام:🏡 @darvazeghar
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سه شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۹ ق.ظ
کثرت و وحدت رنگ ها...

کثرت و وحدت رنگ ها...


رویایش را داشته باش حتی اگر در دنیایی زندگی کنی که مردمانش برای خواسته هایشان و برای پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند چون فرق بین رنگ ها را نمی بینند رنگ در سیاهی و سفیدی نیست. رنگ در سرخی و سبزینگی نیست. رنگ ها و آدم ها مثل هم هستند اما تنها فرقشان در این است که آدم ها میتوانند زندگی کنند اما زنده بودن برایشان مشکل هست در حالی که رنگ ها به آنها جان می بخشند.
قوم ها و مذهب ها بوی رنگ نمیدهند بلکه بوی عطری را میدهند که درکنار یکدیگر میشود آن را احساس کرد هرچقدر فاصله هایشان زیاد باشد دنیا بوی بدتری میدهد اما اگر هرچقدر نزدیک هم باشند بوی غنچه ای را میدهند که تازه به گلی زیبا تبدیل شده است. پس از رنگ ها بیاموز که هیچ وقت با یک رنگ رنگین کمان بوجود نمیاید و از گل ها بیاموز که با خار یک گل، نمیشود تمام گلستان را چید و از آدم ها بیاموز که اگر دستی را بگیرند همه ی دست ها بسویشان دراز میشود....
آری این هست همبستگی. اینست عشق بین مذهب ها و قوم ها. اینست دل هایی که یک رنگ نیستند بلکه با اسلحه‌ای پر از رنگ بسوی آسمان شلیک میکنند.
امروز می نویسم برای لحظاتی که میان مذهب ها و قوم ها له شده بودم و نمیدانستم حقیقت چیست؛ نمیدانستم معنی رنگ سرخ و سفید چیست. نمیدانستم وگرنه بجای تک رنگ بودن با همه ی دنیا یکرنگ میشدم .
پس ما رویایش را داریم و به آن ایمان داریم و با گام های سخت بسویش میرویم....

📝نوشته‌ی بسیار زیبای سولماز از 
نوجوانان خانه‌ی ایرانی دروازه غار

~~~~~~
🏡 @darvazeghar
۰۶ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
جمعه, ۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۲:۴۲ ق.ظ
همدلی و مهربانی در لیگ پرشین⚽️

همدلی و مهربانی در لیگ پرشین⚽️

🌿
بازیکنان #پرشین_کرمان در لیگ پرشین حرکت زیبایی را قبل از شروع بازی مقابل حریف خود انجام دادند . آنها عکس آرش بازیکن سابق تیم پرشین دروازه غار را به تیم مقابل خود تقدیم کردند تا یادبود این بازیکن برای تیم دروازه غار را احترام بگذارند.این کار نشان از جوانمردی و اخلاق مداری و برابری در بین تیم های پرشین است و اینکه کودکان ما در کنار هم صلح و مهربانی را فراموش نمیکنند و به یاد دارند که میتوانند در زندگی خود قهرمان باشند و بمانند .

🏡 @darvazeghar
۰۲ شهریور ۹۷ ، ۰۲:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۵۴ ق.ظ
تمرین تیم فوتبال دروازه غار⚽️

تمرین تیم فوتبال دروازه غار⚽️

⚽
سر تمرین بچه ها که رفتم خیلی تغییر کرده بودن.
سالهای گذشته بچه تر بودن، اذیت میکردن، دعوا میکردن، تمرینو جدی نمیگرفتن ولی امسال فرق داشت.بچه ها با امید و انگیزه تمرین میکردند ، نگران حریفا بودن، با مربی همکاری میکردن و نگران بودن آسیب نبینن و آسیب نزنن.
آخر تمرین که شد تو حرف و بحث یکیشون گفت : بلوچستانیا چطور با لباس پاره و دمپایی تمرین میکنن ، وانقدر فوتبالشون خوبه ؟ اونم توی کوه و روی سنگ و خاک!
و یک لحظه همه‌شون ساکت شدند...
خیلی برام عجیب بود که با وجود سختیای خودشون ولی بلوچستان‌رو فراموش نکردن.

۲۸ مرداد ۹۷ ، ۰۳:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۴۵ ق.ظ
باران برای تو می‌بارد...

باران برای تو می‌بارد...

📝 ای باران چرا نمیباری،چرا مرا با شنیدن سرود نمناکت آرام نمیکنی؟
اگرچه نمیباری امّا  زمین هنوز خیس هست زمین با اشک های اطرافیانش خیس هست...
و من درمیان اشک های ریخته شده ی مظلومان گیر کرده‌ام.به کدام سوی روانه ام میکنی راه خیلی پر پیچ وخم هست مرا به سمت سیاهی و تباهی که زنجیر دست بی گناهان شده است میبری یا به سوی جنگی که تمام نمیشود...
دلم آرامش میخواهد آرامشی که خیلی وقت است گم کرده ام.آرامشی که تا چشمانم بسته میشود مرا باز و باز بیقرار میکند.
ای باران نوای دیگری سرکن!
شاید با بارش تو بادها ارام شوندو تاریکی ها تمام شود،تا با امدن خورشید رنگین کمان صلح و محبت حلقه ی دیگری به خود بگیرد.
و پلّه های عشق یکی یکی به سوی آسمان هموار شود....
ای کاش دروغی که در خواب هایم میبینم بس حقیقت نباشدو حقیقتی که درمیان دود و تاریکی صبح میبینم دروغی کثیف باشد.
من دنیایی میخواهم که درآن صدای تیرو تفنگ شنیده نشود ما دنیایی میخواهیم که در آن فرقی بین فقیر و ثروتمند نباشد
آیا باید از جنگ گذشت؟ باید از جنگ اگرچه خونبار هست آیا باید گذشت؟

💠 نوشته‌ی سولماز از نوجوانان خانه ایرانی دروازه غار 

کانال تلگرام: @darvazeghar
۲۸ مرداد ۹۷ ، ۰۳:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰