خاطرات مربی کلاس امید

من توی زندگیم مشکلات زیادی دارم. الان 6 سالی می شد که رنگ آرامش و ندیده بودم، انگار همه چیز سر ناسازگاری گذاشته بودن! دیگه کم آورده بودم تا اینکه اومدم این جا. این بچه ها آرامشی به من دادن که توی همه زندگیم احساس نکرده بودم. مشکلاتم هنوز برطرف نشده اما درونم زیرو رو شده.

این بچه ها وجود شون بوی خدارو میده. امروز سولماز بهم یه نقاشی هدیه داد و گفت ببخشید که دفعه پیش داد زدم و دختر خوبی نبودم. امروز یوسف کاردستی اش رو بهم نشون داد، با ˏگل کاردستی درست کرده بودن. به جای گلدون قلیون درست کرده بود.

 سولماز

۰۹ دی ۹۰ ، ۱۸:۲۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گزارش جامع فعالیت های امدادرسانی جمعیت در محله دروازه غار تهران



گزارش جامع فعالیت های امدادرسانی جمعیت در محله دروازه غار تهران

معرفی خانه علم محله دروازه غار


۰۷ دی ۹۰ ، ۲۱:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطرات تلخ و شیرین ما - خونه نگین و دنیا



برای گرفتن مدارک، برای گرفتن شناسنامه بچه ها، رفتم دم در خونشون. هرچه اصرار کردم که پدرشون یک لحظه بیاد که باهاش صحبت کنم، نیومد. به ناچار خودم داخل خونه شدم و دم اتاقی که توش زندگی میکنن ایستادم و فقط سه بار پدر را صدا کردم که گلوم از بوی گند مواد و کثافت سوخت و داشت اشکم در می اومد و سریع اومدم بیرون... غم انگیزتر این که در همون اتاق یک دختر بچه دیگه که کاملاً برهنه بود، داشت چهار دست پا راه میرفت و زندگی میکرد.
---
مسعود؛ از اعضای فعال خانه علم
۰۷ دی ۹۰ ، ۰۷:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

عضو گیری تیم شناسایی، رابطین و رسیدگی به خانواده ها


‎*خبرویژه*جلسات رابطین خانواده ها و تیم شناسایی محل*خبرویژه*
جلسات رابطین و تیم شناسایی هر هفته پنجشنبه ساعت 10 الی 12 صبح می باشد.
---
*فوری*عضو گیری تیم شناسایی، رابطین و رسیدگی به خانواده ها*فوری*
برای تیم شناسایی و رابطین و رسیدگی به خانواده های کودکان خانه علم دروازه غار فورا به نیرو نیاز داریم. کسانی که مایل به همکاری در این خصوص هستند، روز پنج شنبه ساعت 10 صبح در خانه علم دروازه غار باشند.
«گروه شناسایی محل، رابطین و رسیدگی به خانواده های کودکان خانه علم»

۰۷ دی ۹۰ ، ۰۶:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطرات تلخ و شیرین ما - اولین روز مدرسه نازی



خانم واحدی به من زنگ زد و گفت نازی برای نداشتن مانتو و مقنعه دو هفته هست که نرفته مدرسه اگه میتونی براش یه مانتو تهیه کن که از فردا بره مدرسه. براش تهیه کردم و فردا صبح زود رفتم دنبال نازی گفتم آماده شو بریم مدرسه، منو نگاه کرد گفت چیزی ندارم بپوشم همینطوری بریم. فقط رفت از گوشه حیاط یه جفت کتونی پاره پوشید و رفتیم مدرسه. وقتی رسیدیم مدرسه مدیر نازی رو راه نداد برای اینکه آستین مانتوش مثل بچه ها دیگه مدل دار نبود و ساده بود. خانم واحدی هرچه سعی کرد که تلفنی با مدیر صحبت کنه موفق نشد چون اصلاً جوابشو نمیدادن و منم چون پسر بودم به داخل مدرسه راه نمیدادن. وقتی نازی متوجه شد که اونو به مدرسه راه نمیدن موجی از بغض و ناراحتی رو میتونستی به راحتی تو چشم های این بچه ببینی، وقتی که ازش خداحافظی کردم، مانتو جدیدش رو پوشیده بود و کیفشو روی زمین میکشید و به سمت خونه میرفت صداش کردم و به من نگاه کرد و برای دلخوشی من به سختی لبخندی زد و سرش رو انداخت پایین و به راهش ادامه داد.
---
مسعود؛ از اعضای فعال خانه علم

۰۴ دی ۹۰ ، ۲۲:۱۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطرات تلخ و شیرین ما - برای معصومه



معصوم من
از کدام یکی برایت بگویم؟
که یکی نبود و
آنکه بود..
برای ما نبود.
کبوترم
مترسک کذاب شهر ما
با لشکری از کلاغ آمده است!!!!!

امسال هم از محصول
من و تو سهمی نداریم...
معصوم کوچکم
خورشید خانم نامرد قصه هم!!!

بر زمین سرد غارمان
عمود تابیده است.
قصه ی تو ماهکم
به آخر نخواهد رسید
ولی
کلاغ مرداب زده ی قصه ها
به تارج مزرعه
عمری رسیده است.....!!
.............................
ندا؛ معلم خانه علم
۰۴ دی ۹۰ ، ۲۲:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطرات تلخ و شیرین ما - یوسف



یوسف خواهرش رو در آغوش گرفته بود و معصومانه با خودش به خونه علم آورده بود تا درس بخونه چون مادرش برای ترک به کمپ رفته بود .....
مردونگی پسری که در نبود مادرش برای خواهر کوچکش هم چون یک پدر نون آوره خونست و همچون یک مادر پناه.... اونم تو سن دوازده سالگی .....گواه زنده بودن مردونگی تو زمانه ایست که ......
دیدن این بچه ها یعنی باور تموم اون واژه هایی که تو اون هارو در هیچ جای دیگه اینقدر دست یافتنی نمی یابی واژه هایی چون معصومیت،عشق،صبر......
۰۴ دی ۹۰ ، ۲۲:۱۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اخبار جشن شب یلدای جمعیت در رسانه ها


پس از یلدا

خبرگزاری ایسنا؛ جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) برگزار کرد: «یلدا در کوچه های فقر» با کودکان کار و خیابان‌خواب دروازه غار و خاک سفید

خبرگزاری پانا؛ مراسم یلدای سال 90 به همت جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) در محلات دروازه غار و خاک سفید تهران، منطقه حصه اصفهان و مشهد برگزار شد.

پیش از یلدا

خبرگزاری ایسنا: یلدا در کوچه های فقر

 خبرگزاری ایکنا: جمعیت امداد امام علی (ع) ویژه برنامه یلدا در کوچه های فقر را برگزار می کند

 آفتاب: یلدا در کوچه های فقر

 پایگاه اطلاع رسانی لقمه: اعضای جمعیت امداد دانشجویی امام علی (ع) به یاری خیابان خواب های شهر می شتابند.

 اخبار سازمان های غیردولتی ایران:  یلدا در کوچه های فقر-برنامه ای از جمعیت امام علی (ع)

 واپسین رخدادها: یلدا در کوچه های فقر

۰۴ دی ۹۰ ، ۰۶:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطره ی یلدا 1390

در شب یلدا لحظه ای در بین جشن بغض گلویم را فشرد. جشن بود .جشن بلند ترین شب سال در کنار دوستان و کودکانمان .همه خوشحال بودیم و غرق شادی .همه در تکاپو و پر از انرژی از دور هم بودن در این شب . چند دقیقه ای بود که خورشید آسمان غروب و شب یلدایمان در تاریکی شب خانه علم خودنمایی اش را آغاز کرده بود .زمانی که دانش آموزان عزیزمان در اتاقی دیگر مشغول هیاهو و خوشحالی با گروه موزیک و تئاتر بودند ، در اتاقی دیگر کرسی شب یلدا را دور از چشمانشان ترتیب میدادیم .

بچه ها یک به یک وارد اتاق میشدند و با دیدن تنقلات و کیک و کرسی گرم از عشق خالص و محبت دانشجویان و معلمانشان به وجد میامدند . این مراسم پایانی جشن بزرگمان بود . همه برای دیدن همین لبخند روی لبهای زیبا و معصوم این کودکان روزها در تلاش بودند و حالا دیدن این همه لبخند روی لبهایی کودکانی که به خاطر کار از قطار هم سن و سالهای خود و زمانه شان جا مانده بودند چقدر دلنشین بود ....

چه خستگی را که از تنمان میزدود ...

بغضی از خوشحالی گلویم را فشرد ...چه پناه و سکوت پر حرفی بهتر از دیوان لسان الغیب در بلندترین شب سال ...وبه انصاف چه زیبا از زبان حافظ شیرازی توصیف جمعمان را گرفتیم

گر چه  ما بندگان پادشهیم * پادشاهان ملک صبحگهیم

گنج در آستین و کیسه تهی * جام گیتی نما و خاک رهیم

هوشیار حضور و مست غرور * بحر توحید و غرقه گنهیم

شاهد بخت چون کرشمه کند * ماش آیینه رخ چو مهیم

شاه بیدار بخت را هر شب * ما نگهبان افسر و کلهیم

گو غنیمت شمار صحبت ما * که تو در خواب و ما بدیده گهیم

شاه منصور واقف است که ما * رو همت بهر کجا که نهیم

دشمنان را ز خون کفن سازیم * دوستان را قبای فتح دهیم

رنگ تزویر پیش ما نبود * شیر سرخیم و افعی سیهیم

وام حافظ بگو که باز دهند * کرده ای اعتراف و ما گوهیم

---

فاطمه؛ از اعضای فعال در خانه علم

۰۲ دی ۹۰ ، ۱۶:۲۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آلبوم عکس و گزارش جشن شب یلدا در خانه علم دروازه غار 1390

جمعیت امداد دانشجویی مردمی امام علی (ع) در آخرین روز پاییز سال 1390 همچون سالهای پیش رویایی نو برای کودکان محله های محروم رقم زد. از ابتدای روز اعضای فعال در خانه های علم، کار خود را با آماده سازی خانه برای حضور خیرین و برگزاری مراسم یلدا آغاز کردند. اعضا با کمک یکدیگر به نظافت خانه پرداختند و با درست کردن ریسه هایی با اشکال میوه های مختلف زیبایی خانه علم را صد چندان کردند. غذاهایی که در منزل بعضی از اعضا تهیه شده بود بسته بندی شده و برای فروش به خیرین و دانشجویان در یکی از کلاسها چیده شدند. سررسیدها و تعدادی تی شرت نیز برای فروش در اتاق مذکور به نمایش گذاشته شدند. در این میان اعضای جدیدی که برای بار اول در خانه علم حضور می یافتند با این فضا آشنا شده و با پر کردن فرمهای مخصوص عضویت برای روزهای آتی قول همکاری در خانه علم را دادند. تعدادی از حاضرین صورتکهایی به شکل انار برای بچه ها تهیه کرده و تعدادی دیگر میوه هایی که خریداری شده بود را برای کودکان حاضر در جشن بسته بندی کردند. تلاش شد که در بین این میوه ها، میوه های مخصوص شب یلدا از جمله انار و پرتقال قرار داده شود. تعدادی از خیرین که برای ساعتی پیش از جشن دعوت شده بودند حوالی ظهر در خانه علم حاضر شده و از خوراکی های به فروش گذاشته شده خریداری کردند. مواد غذایی باقی مانده از فروش به اضافه مواد غذایی دیگری که از قبل تهیه شده بود برای پخش در بین کارتن خوابهای منطقه بسته بندی شدند. همچنین شال و کلاههایی که توسط یکی از خیرین برای کارتن خوابها آورده شده بود در کنار بسته های مواد غذایی، ویژه ی کارتن خوابها بسته بندی شد. در این حین یکی از اعضای فعال جمعیت طی صحبتهایی با خیرین آنها را از برنامه های جاری جمعیت مطلع کرده و از آنها برای همکاریهای بیشتر دعوت به عمل آورد. با نزدیک شدن به ساعت 2 بعد از ظهر کودکان یکی پس از دیگری وارد خانه علم شدند. به دلیل حضور مشتاقانه و پیش از موعد کودکان، گروه نمایش ناچار شدند مراسم را پیش از ساعت مقرر آغاز کنند. برنامه با ورود یکی از اعضای تئاتر با عنوان ننه سرما آغاز شد و با خواندن شعرهای کودکانه با همراهی کودکان حاضر در جشن ادامه یافت. مسابقه و شعبده بازی از دیگر بخشها بود که بر جذابیت برنامه افزود. در حین جشن، نمایی از کرسی در اتاق دیگری برپا شد و بر روی کرسی لوازم پذیرایی از کودکان همراه با کیک شب یلدا که به شکل هندوانه بود،  فراهم گردید. سپس بچه ها به این فضا آورده شده و در کنار یکدیگر شب یلدا را جشن گرفتند. مراسم با گرفتن فال توسط یکی از آموزگاران خانه علم و دادن پکیج های میوه و آجیل به بچه ها پایان یافت. در این مراسم کودکان با آیین شب یلدا آشنا شدند و توانستند روز شادی را در خانه علم سپری کنند. پس پایان جشن کودکان، دانشجویان برای پخش غذا و پتو و لباس گرم میان کارتن خوابهای مستقر در پارک های منطقه رفتند.

آلبوم کامل را در ادامه مطلب ببینید...

ادامه مطلب...
۰۲ دی ۹۰ ، ۱۶:۱۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰